PDA

View Full Version : خدایا من از گفته خود پشیمانم



اوبالیت به بو
دوشنبه 03 خرداد 1389, 20:48 عصر
خدایا
اوایل ترم 2 (بهمن 88) دچار یه غرور و تکبر بیش از حدی شده بودم.

جلسه اول درس شبکه با سینه ای سپر به استادی که فوق لیسانس هوش مصنوعی داشت گفتم استاد درسی که خوانده ای به درد خودت می خورد. چرا آمده ای شبکه درس می دهی برادر؟ رشته تحصیلیت با شغلی که حال داری تقارن ندارد. تو عالم بی عمل هستی. و این شد که با بسیاری بحث کردم و شاید دل ها شکستم و نا امید کردم

آن موقع فکر می کردم چون برنامه نویس و تحلیل گر سیستم هستم یعنی ناخدا هستم. نمی دانستم که این یک فن است نه علم.

هدفم چیست؟ به کجا می روم؟ دانشگاه کجاست؟ مهندسی چیست؟

نمی دانستم که برنامه نویسی یک فن است نه علم. من دانشگاه رفته بودم تا علم بیاموزم ولی آن را با فن اشتباه گرفتم.

حال که فهمیدم خوشحالم که فهمیدم و پشیمانم از بحث ها و سخنان خودم که به دیگران زدم. اما این یک تجربه است.

خدایا مرا ببخش

mahdi68
دوشنبه 03 خرداد 1389, 20:50 عصر
عاقبت آن درس را پاس کردی یا نه ؟؟؟

Open-Source
دوشنبه 03 خرداد 1389, 21:21 عصر
ما یه استاد داشتیم اگه ازش یه سوال میکردیم که نمیتونست جواب بده یا یه درخواست در مورد درس میکردیم مینداختمون.:افسرده:
فکر کنم اگه اینجور باهاش حرف میزدیم کلا از روی زمین پاکمون میکرد.
مشکلی برای تو پیش نیومد؟!:متعجب:

Marjan_Bala
دوشنبه 03 خرداد 1389, 21:41 عصر
ما یه استاد داشتیم اگه ازش یه سوال میکردیم که نمیتونست جواب بده یا یه درخواست در مورد درس میکردیم مینداختمون.:افسرده:
!:متعجب:
من یه استاد داشتم که وقتی نمیتونست سوالو جواب بده میگفت آفرین سوالت خیلی خوبه،این میتونه موضوع یه تحقیق باشه برا هفته بعد!

LORD AELX
دوشنبه 03 خرداد 1389, 22:40 عصر
جالبه!! :متفکر: چجور استاد هایی هستند که در حیطه کاریشون اطلاعات کافی ندارند و چیزی بلد نیستند؟؟!!! :لبخندساده:

FastCode
دوشنبه 03 خرداد 1389, 23:06 عصر
جالبه!! :متفکر: چجور استاد هایی هستند که در حیطه کاریشون اطلاعات کافی ندارند و چیزی بلد نیستند؟؟!!! :لبخندساده:
پس بزارید از معلم مبانی کامپیوترمون بگم که همه زندگیش :قهقهه::قهقهه::قهقهه:ست.
روز اول اومده بود سر کلاس میگفت:
بچه ها من از همتون همه چیز بیشتر بلدم.:گیج:
منم بلند گفتم عجب:قهقهه:
گفت ساکت کووچوولوو(لهجه آذری غلیظ)

چند روز قبل که دیگه اخر سال شده بود و حساب کار دستش اومده بود و میخواست هنوز جای خودش رو توی کلاس داشته باشه گفت:
بچه ها من یه بار یه برنامه هم نوشتم.تازه به یه نفر هم فروختم.

یادمه با اون همه ادعا فرق int و long یا معنی void رو نمیدونست.CMOS رو مینوشت
CMouse.خیلی دوست داشتم به CPU بگه سه پایه ولی ظاهرا" املای CPU رو حفظ کرده بود.
این آقایی که من گفتم مسولیت خیلی بالایی در آموزش و پرورش استان ما داره.:عصبانی++::عصبانی++:
وقتی که توی چند ۱۰ تا معلم این آقا به هر دلیلی انتخاب شده چه نتیجه ای مشه گرفت؟


to be fair:
خیلی ها همین چرندیات توی کتاب مبانی کامپیوتر رو هم نمیفهمن.پس همین معلم هم زیاده.

حالا یه سوال:
شما هم توی کلاستون افرادی(اکثریت) دارید که نتونن کتابتون رو از روش بخونن؟یا کلاس ما یه نمونه نادره؟

LORD AELX
دوشنبه 03 خرداد 1389, 23:25 عصر
حالا یه سوال:
شما هم توی کلاستون افرادی(اکثریت) دارید که نتونن کتابتون رو از روش بخونن؟یا کلاس ما یه نمونه نادره؟

معلومه که نه!! :لبخند: البته مهاجرانی که به زبان انگلیسی مسلط نیستند مشکلاتی در این زمینه دارند ولی بقیه نه.... :چشمک:

Netsky
دوشنبه 03 خرداد 1389, 23:31 عصر
جالبه!! چجور استاد هایی هستند که در حیطه کاریشون اطلاعات کافی ندارند و چیزی بلد نیستند؟؟!!!
ناراحت نباش رفيق . دانشگاه هاي ايران يعني :قهقهه: . البته توي همين ايران بچه هاي كوچولويي هستن كه 10 تا استاد كامپيوتر رو تو جيبشون ميزارن و با سرعت فراري و لامبورگيني حركت ميكنن .

Marjan_Bala
دوشنبه 03 خرداد 1389, 23:51 عصر
یادمه با اون همه ادعا فرق int و long یا معنی void رو نمیدونست.CMOS
گفتی void یاد یه خاطره افتادم ، یه بار استادمون داشت یه برنامرو رو تخته مینوشت،خروجی تابعو void تعریف کرده بود بعد تو بدنه تابع یه چیزیو return کرده بود.
یکی از بچه ها بهش گفت استاد چون نوع خروجیش void نباید چیزیو return کنین این error میده،استاد گفت گیر ندید دیگه تو کتاب اینجوری نوشته!(معلوم نیست کتاب کدوم بدبختیو میخونده)

sara.f
سه شنبه 04 خرداد 1389, 00:02 صبح
گفتی void یاد یه خاطره افتادم ، یه بار استادمون داشت یه برنامرو رو تخته مینوشت،خروجی تابعو void تعریف کرده بود بعد تو بدنه تابع یه چیزیو return کرده بود.
یکی از بچه ها بهش گفت استاد چون نوع خروجیش void نباید چیزیو return کنین این error میده،استاد گفت گیر ندید دیگه تو کتاب اینجوری نوشته!(معلوم نیست کتاب کدوم بدبختیو میخونده)

مشکل خیلی از استادان ایرانی و کلا ما آدما اینه که نمیخوایم اشتباهات خودمون را قبول کنیم.

حسین فلاحی
سه شنبه 04 خرداد 1389, 00:17 صبح
ما یه استاد درس مبانی کامپیوتر توی دبیرستان داشتیم می گفت : حافظه فَلَش

sara.f
سه شنبه 04 خرداد 1389, 00:26 صبح
ما یه استاد درس مبانی کامپیوتر توی دبیرستان داشتیم می گفت : حافظه فَلَش

دوست عزیز چه اشکالی داره خب؟ هر شخصی ممکنه بعضی از کلمات را نسبت به دیگران متفاوت تلفظ کنه، این مسئله که از ارزش آدما کم نمیکنه!
هیچ وقت سعی نکنید توی صحبت های دیگران دنبال مطلبی بگردید که به قول خودمون طرفو ضایع کنید.( مخصوصا اگر طرف مقابلتون استادتون باشه و شخصی باشه که مطلبی را هر چند کم و ناچیز و در حد یک کلمه به شما یاد داده)
این تنها یک صحبت دوستانه بود. :لبخندساده:

mirmousavi.m
سه شنبه 04 خرداد 1389, 00:51 صبح
چه حرف‌های جالبی:لبخندساده:
من هم یه مشکلی دارم که نمی‌دونم چه جوری حلش کنم، لطفا کمکم کنید :ناراحت:
اینکه استاد‌های دانشگاه‌ها مطالب اشتباه بگن تو ایران طبیعیه و استادای من هم مثل همه اساتید اشتباه زیاد دارن ولی من هیچ وقت نمیتونم ساکت باشم و اشتباه‌ها رو همون جا نگم...
متاسفانه موقع درس دادن استادا اونقدر بهشون گیر میدم که بچه‌ها ساکتم می‌کنن...
یه جورایی نمیتونم ببینم یه مبحث برنامه‌نویسی داره اشتباه گفته میشه...

eshpilen
سه شنبه 04 خرداد 1389, 10:26 صبح
باید احترام طرف رو حفظ کرد.
بخاطر شان معلمی.
این چیزها راه کسی رو که خودش بخواد پیشرفت کنه نمی بنده.
شما خودتون بشید یه استاد سطح بالا که این مشکلات رو حل کنه.
اما وقتی نداریم و شما خودتون هم نمیشید دیگه چه گله ای هست؟

اوبالیت به بو
سه شنبه 04 خرداد 1389, 10:26 صبح
ولی اصلا موضوع این نبود.
جالبه....

حسین فلاحی
سه شنبه 04 خرداد 1389, 10:52 صبح
دوست عزیز چه اشکالی داره خب؟ هر شخصی ممکنه بعضی از کلمات را نسبت به دیگران متفاوت تلفظ کنه، این مسئله که از ارزش آدما کم نمیکنه!
هیچ وقت سعی نکنید توی صحبت های دیگران دنبال مطلبی بگردید که به قول خودمون طرفو ضایع کنید.( مخصوصا اگر طرف مقابلتون استادتون باشه و شخصی باشه که مطلبی را هر چند کم و ناچیز و در حد یک کلمه به شما یاد داده)
این تنها یک صحبت دوستانه بود. :لبخندساده:

ممنون از گوش زدتون. درسته . دقیقا درسته. اتفاقا من هیچ وقت دنبال ضایع کردن ایشون نبودم و هیچ وقت هم بهش گیر ندادم به خاطر این موضوع. مطمئنا باید شان معلمی رو حفظ کرد.
هیچ وقت هم پشت سرش غیبت نکردم. الآن هم به صورت کلی گفتم. :لبخندساده:
مشکل اینجا بود که اون معلممون اصلا در سطح درس دادن اون کتاب نبود. :ناراحت:

Marjan_Bala
سه شنبه 04 خرداد 1389, 11:16 صبح
باید احترام طرف رو حفظ کرد.
بخاطر شان معلمی.

پس من هم به خاطر همین زنده نگه داشتن شان معلمی و استادی از گفتن ادامه سوتی های اساتید و معلمین گرانقدرم خودداری میکنم.
مشکل بسیاری از این اساتید اینه که بی تجربه هستن و بعضا در حال سپری کردن دوران خدمت هستند و همینجوری هر درسی بهشون میدنو برمیدارن خیر سرشون تدریس میکنند.

Marjan_Bala
سه شنبه 04 خرداد 1389, 11:27 صبح
مخصوصا اگر طرف مقابلتون استادتون باشه و شخصی باشه که مطلبی را هر چند کم و ناچیز و در حد یک کلمه به شما یاد داده
دوست عزیز اگه اون طرف مقابل به دلیل عدم توانایی در تدریس توی فلان درس،تدریس توی اون درسو قبول نکنه و این کارو به یه نفر بهتر از خودش واگزار کنه بدون شک شخص دوم خیلی بیشتر از یک کلمه به ما یاد میده.
من الان از دست بعضی از استادامون که درساشونو با نمره های بالا هم پاس کردم اصلا راضی نیستم و قطعا اون دنیا باید جوابگو باشن.(وقت،هزینه و ... دانشجوهارو هدر دادن و هیچ چیز به درد بخوری یادمون ندادن،آخرشم یه امتحان به درد نخور گرفتن و دانشجوهای از خدا خواسته هم با نمره های بالا درسو پاس کردن)

Saeed_m_Farid
سه شنبه 04 خرداد 1389, 12:17 عصر
ولی اصلا موضوع این نبود.
جالبه....
واقعاً! موضوع فکر کنم این بود که آدما هرچقدر پرتر بشن، خاضع تر میشن و به اشتباهاتشون بیشتر پی میبرن و کم حرف تر، کم شکایت تر، خرده نگیرتر! و ... میشن.
یعنی رابطه متقابل داره.

********************
كسي كه سعي در درخشيدن مي كند
نور وجودش را خاموش مي كند.
كسي كه خود را بزرگ مي داند
نمي تواند بداند به واقع كيست.
كسي كه بر ديگران فرمان مي راند
نمي تواند بر وجود خويش فاتح شود.
كسي كه به كارش مي چسبد
چيزي كه ديري بپايد، خلق نمي كند.

********************
فرزانه هميشه در آخر مي ايستد؛
به همين دليل از همه جلو تر است.
به هيچ چيز وابستگي ندارد؛
به همين دليل با همه چيز يگانه است.
چون خودش را رها كرده،
به تمامي راضي و خوشنود است.

********************
همه ي رودها به دريا مي ريزند
زيرا دريا از آن ها فروتر است.
فروتني به دريا قدرت مي بخشد.
اگر مي خواهيد زندگي مردم را سامان ببخشيد،
فروتر از آن ها قرار بگيريد.

********************
تائو ت چینگ (لائو تزو)

اوبالیت به بو
سه شنبه 04 خرداد 1389, 12:27 عصر
واقعاً! موضوع فکر کنم این بود که آدما هرچقدر پرتر بشن، خاضع تر میشن و به اشتباهاتشون بیشتر پی میبرن و کم حرف تر، کم شکایت تر، خرده نگیرتر! و ... میشن.
یعنی رابطه متقابل داره.
اخوی من منظورم این بود که باید "علم رو یاد گرفت" چه ربطی به استاد داره؟؟؟

من اصلا نگفتم استاد چیزی بلد نبوده

eshpilen
سه شنبه 04 خرداد 1389, 13:03 عصر
واقعاً! موضوع فکر کنم این بود که آدما هرچقدر پرتر بشن، خاضع تر میشن و به اشتباهاتشون بیشتر پی میبرن و کم حرف تر، کم شکایت تر، خرده نگیرتر! و ... میشن.
یعنی رابطه متقابل داره.

********************
كسي كه سعي در درخشيدن مي كند
نور وجودش را خاموش مي كند.
كسي كه خود را بزرگ مي داند
نمي تواند بداند به واقع كيست.
كسي كه بر ديگران فرمان مي راند
نمي تواند بر وجود خويش فاتح شود.
كسي كه به كارش مي چسبد
چيزي كه ديري بپايد، خلق نمي كند.

********************
فرزانه هميشه در آخر مي ايستد؛
به همين دليل از همه جلو تر است.
به هيچ چيز وابستگي ندارد؛
به همين دليل با همه چيز يگانه است.
چون خودش را رها كرده،
به تمامي راضي و خوشنود است.

********************
همه ي رودها به دريا مي ريزند
زيرا دريا از آن ها فروتر است.
فروتني به دريا قدرت مي بخشد.
اگر مي خواهيد زندگي مردم را سامان ببخشيد،
فروتر از آن ها قرار بگيريد.

********************
تائو ت چینگ (لائو تزو)
عالی.
این تالار امکان تشکر زدن پای پستها رو نداره ظاهرا واسه همین نقل قول کردم (حیفم اومد تشکرم رو اظهار نکنم).

ما یه استادی داشتیم (البته توی کلاسهای یه آموزشگاه) که تلفظ خیلی غلط و خنده آوری از یک کلمهء انگلیسی که خیلی هم پرکاربرد بود داشت و مشخص بود دلیلش لهجه نیست بلکه عدم اطلاع از ریشهء اون کلمه و تلفظ صحیحش هست (که دلیل اینکه چرا یکبار از یک دیکشنری کاغذی یا کامپیوتری دارای تلفظ استفاده نکرده بودم رو نمیدونم).
من همش میخواستم یجوری بهش حالی کنم که ریشه و تلفظش چیه. نمیدونم چرا هیچکس دیگری هم چیزی نگفت (لابد دیگران هم نمیدونستن و این خیلی جای تعجب داشت برام). به هیچکس نگفتم. و حتی فکر اینکه مثلا در یک نامهء ناشناس، مخفیانه این مطلب رو بهش برسونم رو داشتم اما بازم از اینکه چه احساسی بهش دست میده و هر شاگردی رو ببینه فکر میکنه شاید همون فرد فرستنده بوده باشه یا حدس بزنه و خجالت بکشه شرم کردم اینکار رو بکنم.
واقعا بعضی چیزا حتی از علم هم فراتر میره.
با اینکه من خودم با هیچ کس تعارف ندارم و خیلی رک هستم و خیلی چیزها رو بی ادبی یا خودپرستی نمیدونم، اما یه اصولی هست که از خیلی ها جدی تر رعایت میکنم.
بالاخره باوجود اینکه استاد کم سوادی بود اما خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. گرچه میتونستم از استادهای دیگری یاد بگیرم یا حتی خودم برم دنبال یادگیری و کتاب بخونم و بفهمم، ولی بهرصورت استاد اون نقش رو برای من ایفا کرده بود چون خودم خواسته بودم که اینطور باشه و اونطور بنظرم راحتتر و سریعتر بود.
هرچند مواردی هست که آدم باید یک مسئلهء علمی رو بیان کنه. چون اینکار ضروریه یا برای جامعه در مجموع مفیدتره. اینکار باید تاجایی که امکان داره بدون رسوا کردن و خجالت دادن دیگران صورت بگیره (بنده به اینطور چیزها توهین نمیگم اما موانع اخلاقی داره).
بنظر من اگر شخص خاصی خطاب نشه و حتی اگر خودش مطلب رو ببینه نفهمه که منظور اون بوده اشکالی نداره. مثلا من اون کلمهء خاص و تلفظی رو که استادمون بکار میبرد بیان نکردم تا اگر یه وقتی این مطلب رو از قضای روزگار مطالعه کرد متوجه نشه که اون شخص خودش بوده. حتی اسم آموزشگاه رو هم عمدا نیاوردم چون اینطوری ممکنه تبلیغ منفی براش باشه. بالاخره آموزشگاه بدی هم نبود و در حد متوسط و سطح دانشجوها مطلب ارائه میداد؛ اونم با هزینهء پایین.
آدم باید سعی کنه برای جامعش سازنده باشه و راهکار و حرفهای مفید ارائه بده. نه اینکه فقط اشکال دربیاره و شکایت کنه بدون اینکه کمکی به حل خود مسئله کرده باشه. البته بعضی جاها هست ضروری میشه آدم چیزی رو بگه و رک بیان کنه چون این موجب حل مسئله میشه و یا با ظلم باید مقابله کنه. بخصوص اگر بصورت عمومی و کلی و ناشناس باشه، اما بعضی وقتا ضرورت نداره و مسائل اخلاقی اون بیشتر از فوایدش جدی هستن و سودی که به جامعه نمیرسه هیچ ممکنه ضرر هم بزنه (هرچند اون مورد خاص درست بشه).
بعدم هر آدمی باید در اون حدی که خودش به وظایف اجتماعیش عمل میکنه و به اصول اخلاقی پایبنده انتظار متقابل داشته باشه و ادعا کنه و اتهام بزنه. تا اون حدی که آدم حداقل نیت داره و تلاش میکنه سازنده باشه یا حداقل مخرب اجتماع نباشه باید انتظار داشته باشه نظرش بعنوان حرف حق که باید بهش ترتیب اثر داده بشه دیده بشه.

Saeed_m_Farid
سه شنبه 04 خرداد 1389, 13:10 عصر
اخوی من منظورم این بود که باید "علم رو یاد گرفت" چه ربطی به استاد داره؟؟؟

من اصلا نگفتم استاد چیزی بلد نبوده
جسارتاً، من هم منظورم استاد شما نبود.

eshpilen
سه شنبه 04 خرداد 1389, 18:28 عصر
خدایا
اوایل ترم 2 (بهمن 88) دچار یه غرور و تکبر بیش از حدی شده بودم.

جلسه اول درس شبکه با سینه ای سپر به استادی که فوق لیسانس هوش مصنوعی داشت گفتم استاد درسی که خوانده ای به درد خودت می خورد. چرا آمده ای شبکه درس می دهی برادر؟ رشته تحصیلیت با شغلی که حال داری تقارن ندارد. تو عالم بی عمل هستی. و این شد که با بسیاری بحث کردم و شاید دل ها شکستم و نا امید کردم

آن موقع فکر می کردم چون برنامه نویس و تحلیل گر سیستم هستم یعنی ناخدا هستم. نمی دانستم که این یک فن است نه علم.

هدفم چیست؟ به کجا می روم؟ دانشگاه کجاست؟ مهندسی چیست؟

نمی دانستم که برنامه نویسی یک فن است نه علم. من دانشگاه رفته بودم تا علم بیاموزم ولی آن را با فن اشتباه گرفتم.

حال که فهمیدم خوشحالم که فهمیدم و پشیمانم از بحث ها و سخنان خودم که به دیگران زدم. اما این یک تجربه است.

خدایا مرا ببخش
میگن جوونه کلش باد داره.
میگن جوونه و جاهل.
خب منظور همینه دیگه.

ضمنا همینکه پیش ما اعتراف کردی بخشوده ای فرزندم؛ برو زندگی جدیدی رو شروع کن :لبخند:

armiin
سه شنبه 04 خرداد 1389, 23:53 عصر
خدایا
اوایل ترم 2 (بهمن 88) دچار یه غرور و تکبر بیش از حدی شده بودم.

جلسه اول درس شبکه با سینه ای سپر به استادی که فوق لیسانس هوش مصنوعی داشت گفتم استاد درسی که خوانده ای به درد خودت می خورد. چرا آمده ای شبکه درس می دهی برادر؟ رشته تحصیلیت با شغلی که حال داری تقارن ندارد. تو عالم بی عمل هستی. و این شد که با بسیاری بحث کردم و شاید دل ها شکستم و نا امید کردم

آن موقع فکر می کردم چون برنامه نویس و تحلیل گر سیستم هستم یعنی ناخدا هستم. نمی دانستم که این یک فن است نه علم.

هدفم چیست؟ به کجا می روم؟ دانشگاه کجاست؟ مهندسی چیست؟

نمی دانستم که برنامه نویسی یک فن است نه علم. من دانشگاه رفته بودم تا علم بیاموزم ولی آن را با فن اشتباه گرفتم.

حال که فهمیدم خوشحالم که فهمیدم و پشیمانم از بحث ها و سخنان خودم که به دیگران زدم. اما این یک تجربه است.

خدایا مرا ببخش
مرسی از تاپیک قشنگت !
منو به فکر بردی ، منظورتون از فن و علم چیه ؟؟:متفکر:
من دانشجوی ترم 6 ، میخوام بیخیال ادامش بشم ، این تصمیمو از ترم 4 داشتم برای همین اصلا خوب نخوندم و کلی از واحدام مونده (نصفشو پاس کردم )
الانم تو فکر اینم که مدرک معادل بگیرم و اگه بشه از ایران برم (البته دارم برای گرفتن مدرکای مایکروسافت خیلی تلاش میکنم) دوره هامو تموم کردم !
ولی منظور شمارو از فن و علم نفهمیدم ، من با خودم فکر کردم دانشگاه که هیچی یادم نمیده پس چه کاریه براش انرژی بذارم در عوض میرم سمت برنامه نویسی و ...
خواستم این پیغام خصوصی بدم ولی گفتم شاید بقیه دوستان هم نظری داشته باشن که خیلی مشتاق شندیش هستم ! :لبخندساده:

اوبالیت به بو
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 01:06 صبح
سلام

مرسی از تاپیک قشنگت !
منو به فکر بردی ، منظورتون از فن و علم چیه ؟؟:متفکر:
من دانشجوی ترم 6 ، میخوام بیخیال ادامش بشم ، این تصمیمو از ترم 4 داشتم برای همین اصلا خوب نخوندم و کلی از واحدام مونده (نصفشو پاس کردم )
الانم تو فکر اینم که مدرک معادل بگیرم و اگه بشه از ایران برم (البته دارم برای گرفتن مدرکای مایکروسافت خیلی تلاش میکنم) دوره هامو تموم کردم !
ولی منظور شمارو از فن و علم نفهمیدم ، من با خودم فکر کردم دانشگاه که هیچی یادم نمیده پس چه کاریه براش انرژی بذارم در عوض میرم سمت برنامه نویسی و ...
خواستم این پیغام خصوصی بدم ولی گفتم شاید بقیه دوستان هم نظری داشته باشن که خیلی مشتاق شندیش هستم ! :لبخندساده:
شما تنها کسی بودی که تو این همه پست در رابطه و با تایپیک صحبت کردی.

وارد یه مرحله جدید از درک زندگی دارم می شم که برام یه سری چیز ها مجهول هست. این رو فهمیدم که برنامه نویسی علم نیست.

armiin
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 01:49 صبح
سلام

شما تنها کسی بودی که تو این همه پست در رابطه و با تایپیک صحبت کردی.

وارد یه مرحله جدید از درک زندگی دارم می شم که برام یه سری چیز ها مجهول هست. این رو فهمیدم که برنامه نویسی علم نیست.
بیشتر توضیح میدین ؟
من سعی کردم مختصر ،دیدی که نسبت به دانشگاه و برنامه نویسی دارمو بگم ، یه جورایی نظرم دقیقا نقطه ی مخالف شماست ، برای همین دوست دارم نظرتونو برام شرح بدین ! :لبخندساده:
خدارو چه دیدید ، شاید از ترک کردن دانشگاه منصرف شدم !

eshpilen
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 09:29 صبح
كتاب handbook of applied cryptography رو اگر بخونيد ميفهميد كه علم يعني چي.
نصفش رياضيات پيشرفته هست و كاربرد صددرصد رياضي محض در نرم افزاره. اونم يك كاربرد بسيار جالب و اساسي و صددرصد كاربردي ضروري.
منكه خودم توي تحليل رياضياتش موندم واسه همين حالم گرفته شد (در فكرم شايد روزي فرصت شد و ياد گرفتم).
البته اينو بگم كه اينطور مباحث از سطح برنامه نويسان اپليكيشن بالاتره و خارج از حيطهء وظايفشون. بنظرم اكثر افرادي كه در اين زمينه كار و نوآوري ميكنن رياضيدان (هم) هستن.
علم يعني ديد دقيق اصولي و از جزيي ترين و بديهي ترين سطح پايه تا سطوح پيشرفته. يعني رياضي و تحليل علمي و فنون آزمايشگاهي و آكادميك براي تحليل و كشف. اما فن يعني دستاوردهاي نهايي علم و الگو و روش و ابزاري كه كليشه اي استفاده ميشه براي كاربرد محض (و نه تحليل و توليد علمي منجر به كشف و غيره).
علم پايه رو ميسازه و اختراع ميكنه. و فن نحوهء استفاده (و نه لزوما درك عميق) از اين آگاهي ها و اختراعات و ابزارهاي توليد شده هست.
البته اين تعريف شخصي من و فقط يك استنباطه و مستند نيست.

كسي كه علم داره اغلب ميتونه فن رو هم براحتي به كاملترين و دقيقترين شكل داشته باشه يا به سرعت ياد بگيره. چون فن محدودتر و راحتتر از علمه (مثلا نياز به درك عميق و كامل تمام جزييات از پايه نداره و فقط روي موفقيت بهينه در كاربرد متمركز ميشه). خود بكارگيري فن ميتونه با ديد و كمك و تكميل از جانب علم صورت بگيره. بنابراين يك كسي كه هم علم داره و هم به فن مسلط هست قدرت به مراتب بيشتري داره چون ابزار قدرتمند اضافه اي داره كه جايي كه دانش فني به تنهايي جواب نميده ميتونه ازش استفاده كنه. دانش فني خيلي جاها جواب نميده چون يك دانش محدود شده در يك جهت خاص براي كاربرد هست. يعني دانش بكار گيري علم و ابزار.
حالا دوستمون هم بايد بيان و منظور خودشون رو واضحتر بيان كنن تا ببينيم چنين چيز مد نظرشون بوده يا نه.

اوبالیت به بو
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 10:46 صبح
كسي كه علم داره اغلب ميتونه فن رو هم براحتي به كاملترين و دقيقترين شكل داشته باشه يا به سرعت ياد بگيره. چون فن محدودتر و راحتتر از علمه (مثلا نياز به درك عميق و كامل تمام جزييات از پايه نداره و فقط روي موفقيت بهينه در كاربرد متمركز ميشه). خود بكارگيري فن ميتونه با ديد و كمك و تكميل از جانب علم صورت بگيره. بنابراين يك كسي كه هم علم داره و هم به فن مسلط هست قدرت به مراتب بيشتري داره چون ابزار قدرتمند اضافه اي داره كه جايي كه دانش فني به تنهايي جواب نميده ميتونه ازش استفاده كنه. دانش فني خيلي جاها جواب نميده چون يك دانش محدود شده در يك جهت خاص براي كاربرد هست. يعني دانش بكار گيري علم و ابزار.
حالا دوستمون هم بايد بيان و منظور خودشون رو واضحتر بيان كنن تا ببينيم چنين چيز مد نظرشون بوده يا نه. فتبارکه الله الحس.....

همین.

armiin
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 11:07 صبح
مرسی دوست عزیز ، چندتا نکته به نظرم اومد در جواب حرفتون !


كسي كه علم داره اغلب ميتونه فن رو هم براحتي به كاملترين و دقيقترين شكل داشته باشه يا به سرعت ياد بگيره.
بنده تا به حال کسی رو ندیدم که در هردوی اینا خیلی قوی باشه ،البته به نظرم هر برنامه نویسی باید یک سری مطالب پایه ای از علم بدونه وگرنه بدون اونا حتی فن رو هم درک نمی کنه و موفق نمیشه !
به عقیده ی من برای موفقیت و متمایز شدن از بقیه افراد ،آدم باید در یک شاخه خودشو تقویت کنه (با یه دست نمیشه چندتا هندونه برداشت) یا بره سمت کارای تحقیقاتی یا Developer یا ... بشه .
مثلا خود من دوره ی MCTS خوندم ،خب چون ترم آخر Distributed بود تصمیم گرفتم در ادامش برم سراغ wcf و ادامه ی همون مباحث Remoting برم ، این در حالیه که برای تسلط به مباحث قبلی یه پروژه هایی رو کار کردم و یه سری دیگرو دارم انجام میدم ، از اونجایی که زبان هم چندسالیه ادامه ندادم تصمیم گرفتم که چند ساعتی از روز رو هم به اون اختصاص بدم ! به نظر من دیگه وقتی برای دانشگاه نمی مونه که بخوام برم فیزیک و درسای عمومی(اندیشه ،اخلاق و ...) بخونم !
یعنی به نظرم واقعا اتلاف وقته ، زمانی که شما میتونید در حالت عادی خیلی بهتر و مفیدتر ازش استفاده کنید حیفه انقدر راحت از دستش بدید !
حتی برای کسی که دانشگاه نرفته باز هم به نظرم بهتره و به صرفه تره که داخلش نره ،چون میتونه همون مطالب مفید دانشگاه خودش بره دنبالش یا کلاسی بره و یاد بگیره در زمان کمتر از 6 ماه به جای 4 سال !!!
البته این ها فقط عقاید بنده بود ، قصد بی احترامی به دانشگاه و استاد و ... نداشتم ! :لبخندساده:

ali_kolahdoozan
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 11:19 صبح
دانشگاه برای پیگیری مباحثی مثل هوش مصنوعی و .... لازمه . اما برای این مدل از برنامه نویسی نیازی به دانشگاه نیست . توی دانشگاه به کسی remoting یاد نمیدن

armiin
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 11:58 صبح
دانشگاه برای پیگیری مباحثی مثل هوش مصنوعی و .... لازمه . اما برای این مدل از برنامه نویسی نیازی به دانشگاه نیست . توی دانشگاه به کسی remoting یاد نمیدن
فرمایش شما درسته ، بنده بیشتر از زاویه خودم به قضیه نگاه کردم ، نباید کلی جمع میبستم !
نظر باقیه دوستان هم همینه ؟ برای برنامه نویسی با اهداف من موندن تو دانشگاه لزومی نداره ؟
اخه نظر obalitjoOon اینه بود برای پیشرفت توی این کار(فن) باید دانشگاه رفت ،بگفته ی خودشون علم رو یاد گرفت ! (شاید من بد برداشت کردم)

eshpilen
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 14:20 عصر
بنده تا به حال کسی رو ندیدم که در هردوی اینا خیلی قوی باشه
خب این بخاطر محدودیت وقت و انرژی هست و اینکه هرکس به حوزهء اصلی فعالیت و تخصص خودش اولویت میده و معمولا هم یک دانشمند تئوریک اون زمینه رو مهمتر میدونه چون پایه ای هست. فن رو خیلی افراد میتونن به اجرا دربیارن. اصلا مهندس یعنی همین. اما برای علم عدهء کمتری خودشون رو وقف میکنن که توان لازم رو هم داشته باشن.
بهرحال وضع در کشورهای دیگر ممکنه خیلی فرق بکنه. مثلا افراد زیادی رو در آمریکا میشه پیدا کرد که هم مدرک نرم افزار دارن و هم ریاضی و غیره در سطح بالا و کار فنی و عملیشون هم خوبه. ضمنا کار عملی فقط به اون چیزایی که به چشم ما میاد مثل اپلیکیشن گفته نمیشه. خیلی فعالیتها هستن که بیشتر در جامعهء آکادمیک مطرح و شناخته میشن و بازتاب دارن. بقیش فن و ابزار هست که بیرون میاد و کسی از محیط عمومی، تئوریسین و بعضی پیاده سازهای پایه رو که تخصص اصلیشون بخش علمی بوده نمیشناسه.


،البته به نظرم هر برنامه نویسی باید یک سری مطالب پایه ای از علم بدونه وگرنه بدون اونا حتی فن رو هم درک نمی کنه و موفق نمیشه !صددرصد. در زمینهء فن معمولا جای باز و درجه های نسبی خیلی بیشتری برای افراد مختلف با توان علمی مختلف وجود داره. ولی کلا علم و فن از هم جدا نیستن. مثل اینکه ما علوم رو به شیمی و فیزیک و زیست شناسی و غیره تقسیم میکنیم و همینطور حیطه های ریزتر و خاصتر در هرکدام از این علوم. این تقسیم ها به معنای جدایی و محدودیت واقعی نیستن، فقط برای راحتی و سرعت کار بشر و تطبیق و برنامه ریزی نسبت به توان و وقت و انرژی ای که داره و میخواد اختصاص بده بوجود آمدن. در اصل همه چیز علمه. حتی فن هم یک علمه. ولی علم بکارگیری علم و ابزار تولید شده، نه از سطوح پایین و عمیق.
اگر فکر کنید سیستم آموزشی هم دقیقا همینطور عمل میکنه. یعنی یک کلیت و برنامهء محدودی در ارتباط با مفاهیم خیلی پایه آموزش میده و بعد و بقیش منتقل میشه روی موارد کاربردی و فنون (که البته بازهم نسبت به واقعیت و محیط بیرون بیشتر تئوریک و پایه ای هستن).


به عقیده ی من برای موفقیت و متمایز شدن از بقیه افراد ،آدم باید در یک شاخه خودشو تقویت کنه (با یه دست نمیشه چندتا هندونه برداشت) یا بره سمت کارای تحقیقاتی یا Developer یا ... بشه .
مثلا خود من دوره ی MCTS خوندم ،خب چون ترم آخر Distributed بود تصمیم گرفتم در ادامش برم سراغ wcf و ادامه ی همون مباحث Remoting برم ، این در حالیه که برای تسلط به مباحث قبلی یه پروژه هایی رو کار کردم و یه سری دیگرو دارم انجام میدم ، از اونجایی که زبان هم چندسالیه ادامه ندادم تصمیم گرفتم که چند ساعتی از روز رو هم به اون اختصاص بدم ! به نظر من دیگه وقتی برای دانشگاه نمی مونه که بخوام برم فیزیک و درسای عمومی(اندیشه ،اخلاق و ...) بخونم !
یعنی به نظرم واقعا اتلاف وقته ، زمانی که شما میتونید در حالت عادی خیلی بهتر و مفیدتر ازش استفاده کنید حیفه انقدر راحت از دستش بدید !
حتی برای کسی که دانشگاه نرفته باز هم به نظرم بهتره و به صرفه تره که داخلش نره ،چون میتونه همون مطالب مفید دانشگاه خودش بره دنبالش یا کلاسی بره و یاد بگیره در زمان کمتر از 6 ماه به جای 4 سال !!!
البته این ها فقط عقاید بنده بود ، قصد بی احترامی به دانشگاه و استاد و ... نداشتم ! :لبخندساده:
خب اینا همش به توان فرد و انگیزه و اراده و شرایطی که داره، یعنی وقت و انرژی ای که میتونه به یادگیری اختصاص بده، بستگی داره. شاید یکی بخواد تا آخر عمرش تحصیل کنه و مدرک چنتا رشته رو هم بگیره. دانشمندان و مخترعان برجسته که اینطور باشن کم نبودن.
بالاخره هر آدمی باید خودش تشخیص بده و تصمیم عاقلانه رو باتوجه به شرایط خودش بگیره.

eshpilen
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 14:39 عصر
فرمایش شما درسته ، بنده بیشتر از زاویه خودم به قضیه نگاه کردم ، نباید کلی جمع میبستم !
نظر باقیه دوستان هم همینه ؟ برای برنامه نویسی با اهداف من موندن تو دانشگاه لزومی نداره ؟
اخه نظر obalitjoOon اینه بود برای پیشرفت توی این کار(فن) باید دانشگاه رفت ،بگفته ی خودشون علم رو یاد گرفت ! (شاید من بد برداشت کردم)
بنظر من دانشگاه کلا خوبه. حتی دانشگاههای ما که هم کیفیت و محتواش کمه و هم دانشجوها بجای درس و تحقیق و علم جویی توی حال و هوای دیگری هستن.
بعدم آدم باید خودش فعال باشه تا بیشتر استفاده کنه و وقت و انرژی ای که توی این دوران خواه و ناخواه میره رو تلف نکرده باشه.
همین الان من دارم در یک آموزشگاه کلاس اتوکد میرم و توی کلاس فقط چند نفر معدود که یکیش منم همهء تمرینها رو که استاد میگه حل میکنن و میارن. خب کسانی که تمرین انجام نمیدن مسلما وقت و انرژی خودشون رو تلف کردن چون مطالب براشون تثبیت نمیشه و متوجه ندانسته های خودشون نمیشن و مهارت و اعتماد بنفس اولیهء کافی برای کارهای عملی و محیط کار رو کسب نمیکنن، درحالیکه میان اونجا و وقت و انرژی براش خواه و ناخواه صرف میشه.
ضمنا دانشگاه نری یه زمانی برات عقده میشه و از نظر مدرک هم خوبه که آدم پیش دیگران کم نیاره
البته واسه خواستگاری هم خوبه :لبخند:

دانشگاه یه حال و هوا و انگیزهء دیگه ای به آدم میده که میتونه خیلی کمکش کنه. البته باید آدم خودش آگاه باشه و انگیزه داشته باشه. بگرده چند نفر آدم علاقمند مثل خودش پیدا کنه یا به دو نفر کمک کنه تاثیر مثبت بزرگی روی خودش داره (ضمنا اثر معنوی هم داره).
خلاصه بسته به خودته. اگر راضی هستی برای همیشه دو تا سایت درست کنی یا دو تا اپلیکیشن که دیگران هم میتونن درست کنن، و فقط میخوای از همین راه پول دربیاری و بقیهء زندگیت چیزای دیگه باشه، میتونی دانشگاه نری. ولی اگر میخوای بیشتر و خاصتر باشی حیفه بتونی و نری.
حالا من خودم خیلی توی فکر ادامهء تحصیل هستم. اگر دانشگاه دولتی کنکور نداشت سریع میرفتم. الانم شاید بشینم بخونم واسه کنکور. ولی خب سخته و اینکه بعد از یکسال ببینم اونهمه وقت و انرژی ممکنه باعث ورودم به دانشگاه نشه (که میتونستم روی چیز دیگه و پیشرفت به روش شخصی خودم توی برنامه نویسی صرف کنم).
اینکه دارم اینا رو به شما میگم چون آدم حسودی نیستم وگرنه خودم حسرت میخورم و میدونم ظرفیت علمیم بالاتر از این حد فعلی هست.

راستی من از حکومت انتظار دارم راه دانشگاه امثال ما رو باز کنه. یعنی نیازی به کنکور نداشته باشه دانشگاه دولتی که پول زیادی نمیخواد. کنکور خواه و ناخواه مقدار زیادی وقت و انرژی تلف شده در راستای غیراصلی و غیربهینه داره و ریسک نسبتا بزرگی هم هست که آدم به هر دلیلی رد بشه.
دانشگاه پیام نور هم قبول شدم ولی نرفتم چون خصوصیات دانشگاه حضوری رو بصورت کامل و بهینه نداره.

armiin
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 19:01 عصر
با کلیت حرفتون موافقم ولی قسمت هاییش نه !


خلاصه بسته به خودته. اگر راضی هستی برای همیشه دو تا سایت درست کنی یا دو تا اپلیکیشن که دیگران هم میتونن درست کنن، و فقط میخوای از همین راه پول دربیاری و بقیهء زندگیت چیزای دیگه باشه، میتونی دانشگاه نری. ولی اگر میخوای بیشتر و خاصتر باشی حیفه بتونی و نری.
در این دسته (فن) میشه با بقیه متمایز شد ، مثلا شما یک برنامه نویس عادی با کسی که سیستم خودپرداز بانکی رو نوشته مقایسه نمیتونید بکنید !


ضمنا دانشگاه نری یه زمانی برات عقده میشه و از نظر مدرک هم خوبه که آدم پیش دیگران کم نیاره
البته واسه خواستگاری هم خوبهکلا زیاد به این جور چیزا اهمیت نمیدم (حرف مردم) ، درضمن قصد دارم خارج از ایران برم که فکر نکنم اونها مثل ما مدرک گرا باشن !
خواستگاریم یه کاریش میکنم :لبخند::قهقهه:

eshpilen
چهارشنبه 05 خرداد 1389, 20:36 عصر
کسی که بخواد خودپرداز بانکی بنویسه، البته اصولی، مسلما سطحش از نظر علمی باید بالا باشه.
وگرنه کار حساسی هست چون اساسش رمزنگاری و امنیت و خیلی مسائل ظریف و پیچیدهء مربوطه هست.
حالا ممکنه کسی به شبکهء ما نفوذ نکنه چون اینجا کسی در اون حدود نیست و شبکه هم بسته هست، اما یک هکر دانشمند میتونه با صرف وقت و انرژی کافی سیستمی رو که درست طراحی نشده شکست بده.
من یه زمانی واسه یه کاری فلاپی حقوق یکسری کارمندها رو میبردم بانک و دیدم سیستمهاشون ظاهرا طراحی درست و هوشمندانه ای نداره (از فرمت فایلهایی که توی فلاپی میریختیم و نرم افزار ورودش تا پیام خطاهایی که میداد و غیره خلاصه سراسر پر از نشانهء ضعف بود). تازه بگذریم از سیستمهای بانک که بی در و پیکر و بدون هیچ نرم افزار امنیتی ای رها شده بودن تازه به منم گفتن برو فلان چیز رو روی یکی از این سیستمها خودت انجام بده!!
ضمنا سیستمهاشون نرم افزار اکسل نداشت ماشین حساب داده بودن دستی حساب کنم چشمم داشت کور میشد گفتم نه من میرم شرکت با اکسل حساب میکنم برمیگردم :لبخند: