PDA

View Full Version : مقاله: من چگونه PHP را یاد گرفتم؟ (یا: چگونه طراح وب شویم؟)



$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 10:41 صبح
یکی از سؤالاتی که شاید هر دو سه روز یک بار به ایمیل من ارسال می‌شود و یا در انجمن‌ها مطرح می‌شود این است:
من می‌خواهم PHP (یا طراحی وب) را یاد بگیرم، از کجا شروع کنم؟
گفتم این بار در مورد تجربه خودم در این زمینه کمی صحبت کنم...
پیش‌نیازها:

۱- باید دانشجوی رشته کامپیوتر باشید یا...

اجازه دهید خیالتان را راحت کنم! کسی که در رشته کامپیوتر تحصیل نکرده باشد، هر چقدر هم که خودش را بکشد، طراح وب خوبی نخواهد شد. شما باید دروس حیاتی‌ای مثل «مبانی کامپیوتر و برنامه‌نویسی»، «برنامه‌نویسی پیشرفته»، «پایگاه داده‌ها»، «مهندسی نرم افزار» (یا تجزیه و تحلیل)، «طراحی وب» (همان HTML و CSS کافی است)، مهندسی اینترنت و گرافیک را پاس کرده باشید تا بتوانید مفاهیم مختلف آن دروس را با هم ترکیب کنید تا بشود یک سایت یا سیستم مدیریت تحت وب.
توجه: به این حرف‌ها دقت نکنید که یک دانش‌جو می‌گوید در دانشگاه چیزی یاد نمی‌گیریم و امثالهم. در بدترین شرایط، همین که ذهن شما با بعضی مفاهیم اولیه در این دروس آشنا شود، کافی‌ست.
پس باید یا دانشجو و کارآموز رشته کامپیوتر در کار و دانش یا دانشگاه باشید یا حداقل قصدتان این باشد که به زودی در این رشته مشغول به تحصیل شوید و همزمان با طی کردن ادامه مراحل، این دروس را پاس کنید.
من دانشجوی رشته کامپیوتر نیستم، هیچ شانسی ندارم؟

دقت کنید که هیچ چیز، تحصیلات دانشگاهی نمی‌شود! از آن چیزی که شما بیرون از دانشگاه یاد می‌گیرید خیلی برتر است، اگر فکر می‌کنید به صورت تجربی یا با مطالعه آن‌ها را یاد می‌گیرید که سرِ کار هستید و دارید وقت خود را تلف می‌کنید!
اگر می‌توانید در دانشگاه‌های علمی-کاربردی در رشته نرم افزار یا فناوری اطلاعات برای دو سال (چهار ترم - کاردانی) مشغول به تحصیل شوید. وگرنه باید به طور آزاد، این دوره‌ها را با استادی که بدانید خودش برنامه‌نویسی و طراحی وب انجام داده بگذرانید: پایگاه داده‌ها از دوره‌های ICDL‏ (یعنی آموزش Access)، آموزش زبان C یا C++‎ (دقت کنید که زبان C تقریباً پایه‌ی تمام زبان‌های برنامه‌نویسی است و کسی که با آن آشنا نباشد خیلی سخت است یک PHPکار شود)، مبانی فناوری اطلاعات، فتوشاپ و غیره.
۲- کسی که دائماً در وب نچرخد، طراح وب نمی‌شود!

اولین چیزی که باید برای طراح وب شدن انجام دهید این است که مدت‌ها در اینترنت بچرخید! البته چرخیدن شما با چرخیدن کسی که آمده است در وب اوقات فراغتش را پر کند باید کمی تفاوت داشته باشد. شما باید کنجکاوتر از دیگران در وب بچرخید. یعنی اگر امروز در یاهو ایمیل می‌سازید، خیلی دقیق به فرم ثبت نام نگاه کنید. مثلاً انواع فیلدهایی که دارید پر می‌کنید را در ذهن داشته باشید. با چند فرم دیگر مقایسه کنید. مثلاً ممکن است یکی «جنسیت» را با فیلد کرکره‌ای سؤال کرده باشد و یک سایت دیگر با دکمه‌های دایره‌ای (Radio). یا مثلاً اگر شما یک فیلد آپلود عکس دیدید باید ببینید می‌شود یک فایل متنی هم آپلود کرد!؟ اگر آپلود شود چه می‌شود؟ پیغام‌های آن سیستم در ازای این کار شما چیست؟ و خلاصه باید کمی سمج‌تر از بقیه با سایت‌ها کار کنید.
انجمن‌های گفتگو، بهترین جا برای گذراندن وقت

هیچ کس شک ندارد که «انجمن‌های گفتگو (http://aftab.cc/forums/)» در سایت‌های مختلف، یکی از بهترین جاها برای گذراندن اوقات است. هم از نظر علمی و هم از نظر تفریح و کمک‌رسانی به دیگران و خلاصه هر لحاظی فکر کنید، انجمن‌ها بهترین جاها هستند.
چند انجمن که محیط بهتر و دوستانه‌تر و مفیدتری دارند را انتخاب کنید و در آن‌ها برای مدتی فعالیت کنید.
سعی کنید سؤالات خود را مطرح کنید و یا به سؤالات دیگران در مورد چیزهایی که می‌دانید، پاسخ دهید. اگر در انتقال دانسته‌هایتان به دیگران خساست به خرج دهید، خدا هم در انتقال دانسته‌هایش به شما خساست به خرج خواهد داد. همیشه این جمله را در ذهن داشته باشید: کسی که از یک کمک بیشترین سود را می‌برد، کمک‌کننده است! من در این چند سال فعالیتم آنقدر انسان‌های خسیس دیده‌ام که آخرش به هیچ کجا نرسیدند!
به مرور سعی کنید آنقدر فعالیتتان را بالا ببرید تا مدیر چند انجمن شوید. بعد که مدیر شدید ببینید با بقیه کاربران چه فرقی دارید؟ چه دکمه‌هایی را شما می‌بینید که بقیه نمی‌بینند؟ همین، باعث شکل‌گیری مفهوم «سطح دسترسی» یا Permission می‌شود و فردا که خواستید یک سیستم مثلNomra (http://nomra.ir) طراحی کنید، می‌توانید بخش مدیران سیستم را طراحی کنید و به هر مدیر، دسترسی‌های خاصی بدهید. مثلاً من با سیستم‌های مختلف کار کرده‌ام و توانسته‌ام انتخاب کنم که کدام‌یک بهترین پیاده‌سازی را از مفهوم «سطح دسترسی» داشته‌اند.
من حدوداً سال ۸۰ وارد وب شدم و تا سه سال در انجمن‌های گفتگو فعالیت می‌کردم. مثلاً آن زمان در مورد میکس و مونتاژ فیلم مهارت داشتم، بنابراین اگر کسی سؤالی در انجمن‌های مونتاژ فیلم مطرح می‌کرد، سعی می‌کردم به عنوان اولین نفر، برایش یک آموزش بنویسم. طبیعتاً بعداً این سؤال برایم پیش می‌آمد که این آموزش را چطور برای دانلود بگذارم؟ بعد با مفهوم «آپلود» آشنا می‌شدم. بعد مثلاً در RapidShare آپلود می‌کردم و بعد از چند ماه یک نفر می‌گفت این لینک پاک شده! تعجب می‌کردم یعنی چه؟ لینک چرا باید پاک شود؟ بعد با «محدودیت‌های سرویس‌های رایگان» و بعد با مفهوم «لینک مستقیم» آشنا می‌شدم و خلاصه همینطور، فعالیت، داده‌های جدید به من منتقل می‌کرد. یا مثلاً می‌خواستم یک عکس را نمایش دهم. باید دنبال سایتی می‌گشتم که بتوانم عکس آپلود کنم و به نمایش بگذارم. بعد با محدودیت‌های آپلود عکس و امثالهم آشنا می‌شدم و خلاصه همین‌ها آینده‌ی طراحی سیستم‌های تحت وب را شکل می‌داد. (اگر من آن زمان با این پیغام که «عکس شما نهایتاً می‌تواند ۲ مگابایت باشد» مواجه نمی‌شدم، در نمرا برای عکس‌های دانش‌جویان محدودیت ۱ مگابایتی در نظر نمی‌گرفتم و همین، مشکلات بزرگی را پیش می‌آورد)
وقتی بررسی می‌کنم، می‌بینم خیلی از افرادی که در کلاس‌های طراحی وب من شرکت می‌کنند حتی نمی‌توانند یک ایمیل ارسال کنند‍! خوب، طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت چنین شخصی یک طراح وب از آب در بیاید. شما باید تمام مفاهیم وب را زیر و رو کرده باشید، بعد تصمیم بگیرید چیزی شبیه به آن تولید کنید. نمی‌توانید چیزی را که ندیده‌اید یا به چیز جدیدی در آن نیاز پیدا نکرده‌اید طراحی کنید!
پس، این اولین گام. یعنی حداقل یک سال در وب به صورت روزانه بگردید و سعی کنید کل آن‌را در مشت داشته باشید. به مرور باید متوجه شوید که وب آن‌قدرها هم که می‌گویند، بزرگ نیست! یعنی اگر سرشاخه‌های خبری و محتوایی را کشف کنید، می‌بینید که همه از آن‌جا نشأت گرفته‌اند. پس بعد از شناسایی چند سرشاخه، در آن‌ها فعالیت خود را آغاز کنید. باید به مرور، اولین کسی باشید که از اخبار جدید در هر زمینه‌ای (به ویژه تکنولوژی و مسايل مرتبط با وب و کامپیوتر) مطلع می‌شوید.
هشدار: گشتن در اینترنت، بدون هدف، برای شما می‌تواند خطرناک باشد. گفتم که بعداً نگویید ما با همین سفارش شما گمراه شدیم!! پیش از این گفته‌ام که اینترنت مثل یک چاقو است. اگر به دیوانه بدهی می‌زند یک نفر را می‌کشد و اگر به جراح بدهی جان یک انسان را نجات می‌دهد. خیلی‌ها سؤال می‌کنند که اینترنت خوب است یا نه؟ برای من، اینترنت یک ناجی دنیا و آخرت بود. اما کسانی را می‌شناسم که اینترنت برایشان فانی دنیا و آخرتشان بوده)
این جمله را هم باید به مطلب «ده جمله که زندگی‌ام را متحول کرد! (http://aftab.cc/article/1098)» اضافه کنم. در ذهنتان باشد: کسی که امروزش مانند دیروزش باشد، زیانکارترین انسان است. پس هر روز به خودتان بگویید: من هر روز باید حداقل یک چیز جدید یاد بگیرم.
۳- یک وبلاگ راه بیندازید

گام بعد این است که برای مدت کوتاهی با یک یا چند سرویسِ خوبِ وبلاگ کار کنید.
مثلاً در بلاگفا و در Google Sites. (قدیم‌تر، Wordpress و Blogger بودند که فیلتر شدند و من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین اشتباه کمیته فیلترینگ ایران، فیلتر کردن این دو سرویس بود!)
در سرویس‌های مختلف با یک نام کاربریِ ثابت ثبت نام کنید و سعی کنید مثلاً در آن‌ها چند پست ارسال کنید. با امکانات آن‌ها آشنا شوید. آن‌ها را با هم مقایسه کنید...
البته قصد جدی‌تان این نباشد که در این وبلاگ‌ها بمانید. چون باید به زودی به سایت اصلی‌تان کوچ کنید.
مثلاً در هر سرویسی کلمه aftabgardan یا aftabgardan-cc را بزنید، می‌بینید من سال‌ها پیش یک وبلاگ ساخته‌ام و چند پست محدود ارسال کرده‌ام.
مراحل اصلی:

۱- یک پروژه کوچک برای خودتان تصور کنید.

مثلاً من با توجه به سابقه‌ای که در کار در کانون فرهنگی مساجد داشتم، یک کانون فرهنگی مجازی به ذهنم آوردم.
شما ممکن است یک مرکز آموزش مجازی یا یک مدرسه آنلاین یا مثلاً سایتی برای شرکت یا مؤسسه یا مغازه پدرتان یا خودتان و هر چیز دیگری را در نظر بگیرید.
مثلاً بد نیست نگاهی به سایتهایی که در دوره مقدماتی طراحی وب، دانشجویان من طراحی کرده‌اند داشته باشید:
http://cs.niroomand.ir
شاید بخواهید یک موضوع از بین موضوعات آن‌ها را انتخاب کنید. سعی کنید موضوعی را انتخاب کنید که در مورد آن‌ها جشنواره و مسابقه در کشور برگزار می‌شود. با این کار، با یک تیر چند نشان را خواهید زد.
مطالعه مطالب زیر هم برای انتخاب پروژه مناسب، فراموش نشود:
راه هایی برای یافتن پروژه برنامه نویسی برای نوشتن و کار روی آن (http://aftab.cc/article/1088)
بستنی فروشی در جهنم! (http://aftab.cc/article/1057)

۲- سعی کنید با HTML و CSS سایتی برای پروژه‌ی انتخابی‌تان طراحی کنید.

با توجه به اینکه کار با HTML و CSS و جاوااسکریپت چندان سخت نیست و نیاز به دانش فنی بالایی ندارد، در گام اول سعی کنید سایتی ساده که تماماً با این زبان‌ها کار شده باشد طراحی کنید.
مثلاً اولین سایتی که اواخر سال ۸۳ من روی دامنه aftabgardan-cc.com آپلود کردم را ببینید:

البته این عکس به طور کامل لود نشده. مثلاً وسط آفتابگردان یک ساعت فلشی بود...

http://img.aftab.cc/news/91/old_aftab.png
من HTML و CSS را بلد نیستم، چه کار کنم؟

من خودم آن‌زمان بعد از کمی پرس‌وجو فهمیدم که سایت‌ها را با FrontPage طراحی می‌کنند. بنابراین کتاب آموزش FrongPage از انتشارات ناقوس را خریدم و با FrontPage کار طراحی را شروع کردم. با توجه به اینکه به Word به طور کامل مسلط بودم و فرانت‌پیج هم بسیار شبیه ورد است، خیلی راحت توانستم با FrontPage ارتباط برقرار کنم و به دلم نشست.
شما اگر با ویدئوهای آموزشی راحت‌تر هستید، می‌توانید از ویدئوهای آموزشی آموزش فرانت‌پیج کمک بگیرید که در ادامه در مورد این موضوع صحبت می‌کنم.
اگر می‌خواهید به صورت اصولی‌تر کار کنید، به نظر من از سایت neopersia.org (http://neopersia.org) کار را شروع کنید. درس به درس پیش بروید تا بر HTML و CSS و JavaScript مسلط شوید.
دوره‌های طراحی وب مقدماتی مفید است؟

اگر می‌خواهید زمان را از دست ندهید و سریع‌تر به نتیجه برسید، دوره‌های طراحی وب مقدماتی که در این زمینه برگزار می‌شود می‌تواند خیلی مؤثر باشد. آن زمان که من می‌خواستم کار کنم، اگر یک دوره طراحی وب در شهرمان برگزار می‌شد، شاید پنج سال جلوتر می‌بودم! (شاید هم نمی‌بودم!!! یعنی تجربه کردن همه نکات توسط خودم برایم بهتر است تا بخواهم از کسی یاد بگیرم! اینطوری اعتماد به نفس آدم بالاتر می‌رود)

۳- هاست و دامنه بخرید و سایتی که طراحی کرده‌اید را آپلود کنید.

این بخش، مهم‌ترین بخش ماجرا است. اگر شما نتوانید با کنترل پنل سایت‌ها کار کنید، چگونه می‌توانید از خدمات آن‌ها بهره ببرید؟ یک دامنه و مقدار کمی فضا تهیه کنید و سعی کنید با استفاده از راهنماهایی که روی اینترنت هست، سایتی که طراحی کرده‌اید را آپلود کنید.
در ابتدای کار، خیلی حساسیت روی هاستینگ به خرج ندهید. به هر حال، همه هاستینگ‌ها مزایا و معایبی دارند. بعد از کمی پرس و جو و یا نگاهی به این لیست که هاستینگ‌های برتر ایرانی را نمایش می‌دهد:
http://www.webhosting.info/webhosts/tophosts/Country/IR
یکی را انتخاب کنید و کار را شروع کنید.
یادش بخیر، سال ۸۳، من ابتدا دامنه aftabgardan.com را انتخاب کردم اما چون قبلاً به نام دیگران ثبت شده بود، پشتیبان ما گفت چند کاراکتر باید اضافه کنی، من هم نهایتاً دامنه طولانی aftabgardan-cc.com را انتخاب کردم که به نظر من آن پشتیبان می‌توانست برایم بیشتر توضیح دهد که دامنه طولانی و دامنه‌ای که دارای خط تیره و حرف C است که با ۳۰ اشتباه گرفته می‌شود چقدر ضایع است!! اما خوب، با اینکه طولانی و پر از ایراد بود، اما من به خودم قول داده بودم که با همین دامنه ضایع باید بهترین جوایز را کسب کنم و جالب است که با همان دامنه کلی مقام و موفقیت کسب کردیم! آن زمان، ۲۰ مگابایت هاست خریدم به قیمت فکر می‌کنم ۱۲۰ هزار تومان در سال!! خیلی گران بود. مثل حالا نبود که با این مبلغ حداقل یک گیگابایت فضا می‌شود خرید!

۴- مدتی روی آن سایت کار کنید و آرایش و تزیینش کنید:

حداقل دو سه ماه سعی کنید هر چیز جدیدی که یاد می‌گیرید روی سایتتان پیاده کنید. مثلاً به گوشه و کنار سایت خود، گجت‌هایی مثل «ساعت»، «اوقات شرعی» و امثالهم اضافه کنید. با کنترل پنل سایت خودتان نیز کار کنید. مثلاً یک ایمیل مخصوص سایت خودتان با دامنه خودتان ایجاد کنید، سطح دسترسی پوشه‌ها را بررسی کنید و ...

۵- به مرور سایتتان را به یک سیستم مدیریت محتوا ارتقا دهید:

به مرور باید یک CMS مناسب (مثل PHP-Nuke که بر روی آفتابگردان نصب است و یا WordPress که روی خیلی از سایت‌های دانلود و خبری محض نصب است) انتخاب کنید و با استفاده از آموزش‌های مرتبط، آن‌را روی سایتتان نصب کنید. (CMS چیست؟ (https://www.google.com/search?num=50&hl=en&client=firefox-a&hs=2Ir&rls=org.mozilla%3Aen-US%3Aofficial&q=site%3Aaftab.cc+%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85+% D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA+%D9%85%D8%AD%D 8%AA%D9%88%D8%A7&oq=site%3Aaftab.cc+%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85+ %D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA+%D9%85%D8%AD% D8%AA%D9%88%D8%A7&gs_l=serp.3...10459.12626.0.12755.18.16.0.0.0.0.31 6.2041.2j7j1j2.12.0...0.0...1c.1.7.serp.Z_ExIqeBJ3 Q))
باید مدت‌ها با این CMS کار کنید چون قرار است شما یک PHPکار شوید و یک PHPکار باید بتواند یک CMS طراحی کند.
مثلاً من در اردیبهشت سال ۸۴ بود که با مطالعه مقاله‌ای در مجله «رایانه خبر» با مفهوم CMS آشنا شدم و همان مقاله نقطه عطف زندگی من بود. لذتی که آن روز و بعد از نصب CMS روی آفتابگردان چشیدم هنوز هم زیر زبانم است! اینکه می‌توانستم هر کاری که قبلاً کلی دردسر داشت را حالا با چند کلیک ساده انجام دهم، بسیار بسیار زیبا بود.

http://img.aftab.cc/news/91/php.png
۶- حالا به سراغ یادگیری PHP بروید:

بعد از اینکه مدتی با یک CMS کار می‌کنید، متوجه می‌شوید که محدودیت‌هایی وجود دارد که باید رفع کنید. همین محدودیت‌ها باعث می‌شود به مرور با طراحی وب پویا آشنا شوید. سال‌های اول که من PHP-Nuke را روی آفتابگردان نصب کرده بودم، با مفهوم «ماژول» آشنا شدم. وقتی می‌دیدم دوستانی در IranNuke.ir هستند (مثل آقا بهزاد که دوست بسیار مهربانی بود و به خاطر حقی که گردن من دارد بارها یادش کرده‌ام و دعاگویش بوده‌ام و همینطور izone که در سوئد زندگی می‌کرد و چقدر دلش برای کشورش می‌تپید) که می‌توانند هر ماژولی که می‌خواهند برای PHP-Nuke تولید کنند، حسودی‌ام می‌شد! و همین حسادت‌ها موتور یادگیری PHP شد.
۱-۶- یک پروژه پویا در نظر بگیرید:

در پروژه قبلی، شما طراحی وب «استاتیک» یا «ایستا» (Static) را تجربه کردید. حالا وقت این است که طراحی وب پویا (Dynamic) را تجربه کنید. پس یک پروژه در نظر بگیرید که نیاز به دیتابیس و ایجاد کاربر و فرم‌های افزودن به دیتابیس و خواندن و امثالهم داشته باشد.
من آن زمان یک لینکستان برای سایت نیاز داشتم. (لینکستان P30download حسادت من را برانگیخته بود و دلم می‌خواستم چیزی شبیه به آن داشته باشم که لینک‌های مهمی که می‌خوانم را آنجا داشته باشم. هر چند آن زمان blogroll و delicious و غیره بودند اما می‌دانستم که فیلتر می‌شوند...)
پس لینکستان آفتابگردان (http://aftab.cc/linkestan)پروژه من شد و پیشنهاد می‌کنم شما هم همین پروژه را در نظر بگیرید.
درست است که خیلی ابتدایی طراحی شده است و جالب است بدانید که مدت‌ها یک هکر پدر ما را درآورد و آخرش فهمیدم که از همین بخش نفوذ می‌کرده، اما به عنوان اولین پروژه‌ام، دوستش دارم.
در دوره‌های پیشرفته وب که با من تشکیل می‌شود، ما هر بار یک سیستم را در نظر می‌گیرید و تا آخر دوره آن‌را تکمیل می‌کنیم. مثلاً تیکفا (http://tickfa.aftab.cc)و بوکفا (http://bookfa.aftab.cc)و باشگاه‌یار (http://aftab.cc/article/1024) و لینکا خروجی‌های این دوره‌ها هستند. شما هم ممکن است بخواهید یکی از این سیستم‌ها را در نظر بگیرید.
۲-۶- یادگیری PHP را از کجا شروع کنم؟

من تجربه خودم را می‌گویم: من اولین برنامه‌ای که نوشتم با کمک ویدئوهای آموزشی شرکت انیاک (learninweb.com) طراحی کردم. (حقیقت این است که کار این دوستان را می‌پسندم و تقریباً‌ تمام محصولات آموزشی‌شان را خریده‌ام. البته این دلیل نمی‌شود که شما هم بپسندید. بیشتر تحقیق کنید...)
البته این را بگویم که الان و بعد از حدود ۷ سال وقتی بررسی می‌کنم، می‌بینم آن ویدئوها دردسرهای بسیار زیادی برای من داشت. فقط یک نمونه اینکه در آن آموزش‌ها از mysql_fetch_row استفاده شده بود در حالی که بهتر بود mysql_fetch_array گفته شود و الان تمام سیستم‌هایی که بر اساس آن آموزش‌ها ساخته‌ام برایم واقعاً مصیبت شده است! کسی که می‌داند فرق این دو تابع چیست متوجه می‌شود که چقدر کار با mysql_fetch_row عذاب‌آور است!! اما به هر حال، استارت خوبی بود.
می‌خواهم بگویم در انتخاب آموزش دهنده هم دقت کنید. ممکن است یک چیز اشتباه را به شما یاد بدهد و مثل من چند پروژه بر اساس آن‌ها تحویل دهید و سال‌ها بعد گرفتار آن‌ها شوید.
در کنار آن‌ها، کتاب آموزش PHP انتشارات ناقوس را هم می‌خواندم.
و شاید بهترین سکوی پرش من، کتابی از انتشارات SAMS بود که آن زمان همه ۸۰۰ صفحه‌اش را پرینت گرفتم و تقریباً همه را خواندم. این کتاب دوست داشتنی را در سایت گذاشته‌ام:
http://aftab.cc/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=86
پس: استارت کار با ویدئوهای فارسی. در کنار آن، کتاب فارسی و برای پیشرفته‌تر شدن، کتاب انگلیسی.

http://img.aftab.cc/news/91/web_books.jpg (http://img.aftab.cc/news/91/web_books.jpg)
در این تصویر می‌توانید نام چهار پنج کتاب در مورد طراحی وب که من آن زمان خواندم را ببینید. البته الان کتاب‌های بهتری باید منتشر شده باشد...
سعی کنید دانسته‌های خود را کنار هم بگذارید تا نهایتاً آن پروژه پویا را کامل کنید.
۳-۶- چگونه حرفه‌ای‌تر شوم؟

بعد از تکمیل پروژه اول، سنگ بزرگ‌تری بردارید. مثلاً همانطور که در مطلب «مجانی کار کنید تا پولدار شوید (http://aftab.cc/article/759)» گفته‌ام، من آن زمان به مؤسسه زبان که در آن‌جا انگلیسی را می‌آموختم پیشنهاد دادم که برایشان یک سیستم مدیریت زبان آموزان و حسابداری مؤسسه طراحی کنم و شاید باور نکنید که هنوز و بعد از حدود ۷ سال، من هفته‌ای چند ساعت آن سیستم را پشتیبانی می‌کنم و یکی از منابع درآمد من است!
بعد، تستا (http://testa.cc)را عرضه کردم. بعد سیستم پیش‌بینی مسابقات (http://aftab.cc/prediction)، بعد برای اینکه با مفهوم Ajax و web2 بیشتر آشنا شوم، برای خودم پروژه youRL (http://yourl.ir/)را تعریف کردم که واقعاً مدیون این سایت هستم. بعد خیلی سیستم‌های دیگر که کاملاً مشخص است که در هر سیستم چندین پله از نظر توان علمی ارتقا داشته‌ام.
اما برای اینکه بسیار حرفه‌ای‌تر شوید، پیشنهاد می‌کنم ویدئوهای خارجی را تا می‌توانید دانلود کنید و ببینید. یک دوره بسیار جذاب و حرفه‌ای هست با نام Advanced PHP که من با زحمت بسیار از یوتیوب دانلود کردم. (اگر می‌توانید که از آنجا دانلود کنید وگرنه من این مجموعه را همراه با دوره‌های دیگر که PHP را از مقدماتی تا پیشرفته می‌آموزد در فروشگاه قرار داده‌ام (http://aftab.cc/shop/140-sams-teach-yourself-php-and-mysql-video-learning-starter-kit.html).) اگر این دوره را نمی‌دیدم نمرا و جمعا و شارژا و تستا ۳ هرگز در کار نمی‌بود و یا اگر می‌بود، بسیار ضعیف‌تر از چیزی که الان هست می‌شد.
من اگر امروز می‌خواستم این روالی که در این چند سال طی کردم را طی کنم، حتماً از همان ابتدا با ویدئوهای آموزشی انگلیسی شروع می‌کردم. اگر شما هم انگلیسی‌تان قوی است، در اینترنت جستجو کنید، دوره‌های آموزشی برای همه مباحث از شرکت‌های مطرحی مثل Lynda و Total Training و VTC و امثالهم وجود دارد که واقعاً کیفیت بهتری نسبت به آموزش‌های ایرانی دارند.
نکات پایانی:

۱- طی کردن این روال ممکن است برای شما سال‌ها طول بکشد. عجله نکنید و صبورانه آن‌ها را طی کنید. آدرس کوتاه این مطلب http://yourl.ir/learnphp است. هر بار که یک مرحله را طی کردید به آن سر بزنید و به سراغ مرحله بعد بروید.
۲- بارها در مطالب مختلف گفته‌ام که اگر انگلیسی‌تان قوی نیست، هرگز موفق نخواهید بود! (بالاخره باید یک جاهایی یک نفر خیال انسان را راحت کند!) خیالتان راحت، کسی که انگلیسی نداند نمی‌تواند در این زمینه سری بین سرها در بیاورد. پس اگر نمی‌توانید خیلی راحت یک متن انگلیسی را متوجه شوید، باید در لیست بالا به «پیش‌نیازها»، به عنوان شماره ۴، «یادگیری زبان انگلیسی» را اضافه کنید.

خوب، این هم از یک مطلب طولانی دیگر که حدود ۵ ساعت وقت من را گرفت! حقیقتش را بخواهید انگشت‌هایم دیگر توان فشردن دکمه را ندارد!! :)
امیدوارم مفید واقع شود.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند (http://niroomand.ir)

mahdivita
جمعه 09 فروردین 1392, 11:01 صبح
جالب بود :تشویق:

ravand
جمعه 09 فروردین 1392, 13:46 عصر
بهتر بود حرف هات رو خلاصه تر می نوشتی. چون کسی حوصله اش نمیرسه بشینه این همه متن رو بخونه.
من با این حرفت موافق نیستم:

اجازه دهید خیالتان را راحت کنم! کسی که در رشته کامپیوتر تحصیل نکرده باشد، هر چقدر هم که خودش را بکشد، طراح وب خوبی نخواهد شد.
بر عکس من فکر میکنم اگه کسی دانشگاه نره موفق تره. خیلی از بزرگان آی تی نمونه اش بیل گیتس دانشگاه رشته ی کامپیوتر نرفته و ترک تحصیل کرده و ادم خیلی هم موفقی شده.
شما اگه دانشگاه بری باید صد تا درس علاوه بر درس کامپیوتر بخونی و این وقتت رو میگیره . در صورتی که می تونستی از این وقت برای فقط درس های کامیپوتر استفاده کنی. من حتی آموزشگاه هم نرفتم ولی برنامه نویسی یاد گرفتم. من فکر میکنم این نظام آموزشی کلاً مزخرفه و ارزش دانشگاه رفتن و مدرسه رفتن نداره. خیلی از معلم های کامیپوتر هستند که حتی html هم بلد نیستن چه برسه بخوان به کسی چیزی یاد بدن.
موفق باشید.

lordofphp
جمعه 09 فروردین 1392, 14:02 عصر
به نام خدا
سلام دوستان ببینید از نظر شخصی من:
کسی که علاقه و استعداد تو کامپیوتر داشته باشه میره برای پیشرفت
نیاز هم حتما به دانشجو بود و اینچیزا نیست
اما آقای راوند داشتن یه راهنمای خوب سرعتمون خیلی بالامیبره باعث میشه خیلی از مشکلات به راحتی درک کنیم

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 14:45 عصر
بهتر بود حرف هات رو خلاصه تر می نوشتی. چون کسی حوصله اش نمیرسه بشینه این همه متن رو بخونه.
من با این حرفت موافق نیستم:

بر عکس من فکر میکنم اگه کسی دانشگاه نره موفق تره. خیلی از بزرگان آی تی نمونه اش بیل گیتس دانشگاه رشته ی کامپیوتر نرفته و ترک تحصیل کرده و ادم خیلی هم موفقی شده.
شما اگه دانشگاه بری باید صد تا درس علاوه بر درس کامپیوتر بخونی و این وقتت رو میگیره . در صورتی که می تونستی از این وقت برای فقط درس های کامیپوتر استفاده کنی. من حتی آموزشگاه هم نرفتم ولی برنامه نویسی یاد گرفتم. من فکر میکنم این نظام آموزشی کلاً مزخرفه و ارزش دانشگاه رفتن و مدرسه رفتن نداره. خیلی از معلم های کامیپوتر هستند که حتی html هم بلد نیستن چه برسه بخوان به کسی چیزی یاد بدن.
موفق باشید.
دروس نام برده تو مطلب از مهمترین دروس رشته های مرتبط با کامپیوتر هست
اینو کسی مفهمه که خودش تو مقاطع بالای کامپیوتر تحصیل داره

الگوریتمهای بزرگ جستجو
مطالب مهم ساختمان داده
مهندسی نرم افزار
و و شبکه
یک فرد تجربی هیجوقت با یک کارشناس نرمافزار قابل مقایسه نیست
از دید من البته

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 14:47 عصر
حالا منظورم خود دانشگاه نبود هر مرجع و مکان و کتابی که آموزگار ادم باشه تو این مباحث مفید هستند
چون دانشجو کام تموم فکرش درس و تحصیلشه همه شب بیداری هاش یک سمت و سو داره
و با اونیکه تفننی داره کار میکنه و کارش کنار کار اصلیش هست حتما فرق داره

colors
جمعه 09 فروردین 1392, 14:58 عصر
کمی از حرفاتو اصلا اصلا قبول ندارم!

من شخصا فوق لیسانس کامپیوتر میشناسم که نمیتونه اسم 10 تا زبان برنامه نویسی رو نام ببره، حتی خیلی از لیسانی هاروهم دیدم که نمیتونن زبانهای دسکتاپی و تحت وب رو تفکیک کن.

فقط خاصیت دانشگاه اینه که پایه رو محکم میکوبه، ولی اگه فرد بخواد بیاد سقفو برنه خدایش کار سختی داره،‌ اصلا خیلی ها قبلا از اینکه به سقف برسن 75 سالگی رو پر کردن. طبق تحقیقات از 30-35 سالگی به بعد هر سال از سال قبل کمتر کار میکنیم و کمتر یاد میگیرم

ravand
جمعه 09 فروردین 1392, 15:10 عصر
اونی که میره دانشگاه بیشتر سعی میکنه نمره بیاره تا اینکه چیزی یاد بگیره. آدم بدون دانشگاه و خوندن چهار تا کتاب درست و حسابی هم میتونه ادم موفقی باشه. خیلی هایی که من باهاشون آشنا بودم و دانشگاه رفته بودن توی راه اندازی یه وبلاگم مشکل داشتن چه برسه به طراحی یه سایت و ...

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 15:19 عصر
شما با دانشگاه مشکل دارید یا تحصیل تو داشگاه در رشته کامپیوتر ؟
بنده میگم که در حالت ایده آل دانشگاه بهتر از کار تجربی هست
والا تو هر رشته ای کسی موفق هست که کار عملی کنه و رشته و تخصص خودش و به کار بگیره
والا مهندس های دیگه دارم که تو رشته خودشون اطلاعاتی ندارند
تو مقاطع فوق دکترا / مطالب و موضوعات تحقیق و پیگیری و اساتید و پروفوسور ها ای که دارند رو تز شما به شما کمک میکنند و نمیشه با مقالات کپی پیست شده در اینترنت مقایسه کرد

خیلی ها دنبال نمره هستند بله درسته ! اما تو همه رشته ها همین بحث وجود داره
بنده بامعدل 14 لیسانس گرفتم
واسه دورس ریاضیات نمره من تو : ریاضی پیش،ریاضی 1،ریاضی دو،معادلات،آمار،ریاضی مهندسی،فیزیک دو همه 10 بوده !!!
من تو مقاطع قبل دانشگاه ریاضیاتم عالی بوده
اگه نمره کم گرفتم جون مشغول هماهنگ کردن اطلاعات دانشگام با مطالب اضافه که با تخقیق بدست میاوردم بودم

در هر صورت این نظر من نیست / اما من تا حدودی این حرف و من قبول دارم

prpe26
جمعه 09 فروردین 1392, 15:25 عصر
دوست عزیز من ۱۷ سالم هست و همچنان دانش آموزم ، ولی کتب دانشگاهی کامپیوتر رو میفهمم :) نمونش کتاب تانن باوم که باهاش حتی قبلا یک کرنل ساده هم درست کرده بودم.
دانشگاه ربطی نداره ، بی ربط هم نیست :لبخندساده: . بعضیا با علاقه ای که دارند میرن سراغ کار تجربی و بسیار موفق میشن و عده ای هم با تحصیلات آکادمیک!

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 15:35 عصر
خوبه دوست دارم نظراتتونو بدونم
نظرا شما درسته و بنده نقض نمیکنم

SlowCode
جمعه 09 فروردین 1392, 16:26 عصر
به نظرم مزیت دانشگه اینه که به ما مباحثی رو یاد میدن که ممکنه ما اصلا ازشون خوشمون نیاد! ولی برای یه برنامه نویس لازمه.
و چون اول راهیم نمیدونیم که بعدا واسمون نیاز میشه و خیلی از کارامون رو راحت میکنه.
ولی اگه خودمون صرفا عملی کار کنیم شاید اسم اونا حتی به گوشمون هم نخوره.
یه مثال میزنم:
من الان ترم 2 هستم:لبخند: قبل از اینکه برم دانشگاه برنامه نویسی رو بلد بودم و کارمو راه می انداختم ولی تو دانشگاه اسم یه الگوریتمهایی رو شنیدم که برام جالب اومد، مثلا اسم جستجوی باینری رو نشنیده بودم تو این چند سال!!! و به لطف دانشگاه فهمیدم چیه و چقدر کاربرد داره.
این ساده ترین مثالی بود که به ذهنم رسید.
خیلی مباحث و خیلی الگوریتم ها هستن که ما نمیدونیم هستن یا علاقه ای نداریم ولی تو دانشگاه باهاشون مواجه میشیم.

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 16:51 عصر
این تفاوت ها و وقتی می فهمیم که چندتا مقاله ژورنال بخونیم
وقتی که یک مقاله در مورد فریمورک ها جدید بخونیم تو مقالات معتبر
یا بتونیم ماله بدیم
یا برنامه هایی و بنویسیم که از نظر سرعت و کارا ای و استاندارد بودن در استفاده از منابع خوب باشه!
وقتی که فرق بین توابع ای خروجی های یکسان دارند و بدونیم !
کدوم و کجا استفاده کنیم و بدونیم !
برنامه های سیستمی بنویسیم و با تکیه کردن به mysql و کوئری دادن های درب و داغون اسم برنامه نویس و رو تاج خیالیمون ننویسیم و پز ندیم

بجای انتقاد و بحث های غیر تخصصی کمی تامل کنید

درجات دانشجو تا پروفوسور مثال خوبیه که با برنامه نویس کد نویس و رونوشت(کپی کننده ) کد و و و و مقایسه بشه

دانشجو فوق استادیار...استاد پرفوسور

نیایم با یک خط کد و یک برنامه اماده با قالب اماده اسم برنامه نویس بزاریم به خودمون

جسارتی به کسی نمیکنم منظور خودمم!

eshpilen
جمعه 09 فروردین 1392, 16:56 عصر
دوست عزیز من ۱۷ سالم هست و همچنان دانش آموزم ، ولی کتب دانشگاهی کامپیوتر رو میفهمم :) نمونش کتاب تانن باوم که باهاش حتی قبلا یک کرنل ساده هم درست کرده بودم.
دانشگاه ربطی نداره ، بی ربط هم نیست :لبخندساده: . بعضیا با علاقه ای که دارند میرن سراغ کار تجربی و بسیار موفق میشن و عده ای هم با تحصیلات آکادمیک!
خوبه خودت گفتی که 17 سالته.
من بارها حدس زدم و خواستم بدونم سن افرادی مثل شما چقدره.
چون واضحا یه خامی خاصی درتون هست.
نمونش بحثی که قبلا با خودت داشتم در تالار دیگه و کلی پرت و پلا گفتی.
یه چیز رو فراموش نکن. تو هرچی فکر میکنی نابغه ای، هرچقدر فکر میکنی میدونی، ولی این سن کمت بازم تاثیر میذاره، نمیتونی خودت رو با کسی که دو برابر تو سن داره و خوب هم فعال بوده مقایسه کنی. اصلا اینکه فکر میکنی خیلی حالیته و خیلی چیزا میدونی بخاطر همونه که درواقع نمیدونی و آگاهی و قدرت درک یه محدودهء کوچیک و بدوی بیشتر رو نداری. بعد فکر میکنی همهء دنیا کم و بیش همونه!
همین که فکر میکنی مثلا کرنل درست کردی و خیلی کار بوده نشونهء خامیه.
فکر کردی چون اسمش کرنل بوده حالا کار شاقیه و خیلی سواد میخواد؟
کار خاصی نیست یه چیزی بنویسی که از بوت بیاد بالا و دوتا پیام چاپ کنه و اسمش رو بذاری کرنل.
اصلا کرنل میدونی یعنی چی؟!
واقعا که خنده داره.
اون که تو همون موقع هم میگفتی کرنل کرنل من نگاه کردم در همون حدود بود. بجاش میگفتی تازه از بوت بالا اومدن رو نوشتی خیلی دقیق تر بود!
الانم که اینقدر خودآموز و منبع هست که هر بچه ای هم میتونه همچین چیزی رو درست کنه. مثل بازیه.
والا من صد برابر اون چیزی که شما درست میکنید بهش میگید کرنل درست کنم هنوز جرات نمیکنم بگم کرنل درست کردم. حداکثر میگم یه تجربیات اولیه در این راه کسب کردم و دارم بررسی میکنیم.
اصلا شما حرف زدنتون از همون کلمه های اول و الفبا، غیراصولیه و عدم آگاهی ازش میباره.

چیزی که اینقدر ساده باشه که هرکس بتونه درست کنه که دیگه اینقدر افتخار و گنده کردن نداره!
همچین میگه آدم فکر میکنه کرنل لینوکس درست کرده!!
کل برنامت چند خط بود؟ کل کارایی های کرنلی که نوشتی چیا بود؟ فکر میکنی حتی یک میلیونیم یه چیزی مثل کرنل سیستم عامل های واقعی میشه؟

چه زود با این چندتا کار که هیچی نیست درمقابل عظمت علوم رایانه و برنامه نویسی و موارد واقعی، کارشناس هم میشید!!
واقعا عجب اعتماد به نفسی.
بنظر من برید درستون رو بخونید بهتره. اگر هم تاحالا به این خیالها خوب درس نخوندید به ضررتونه. چون هیچوقت یکسری حقایق رو نمیتونید بفهمید و یا نمیتونید دیگه از پسشون بربیاید.
اون بیل گیتس و غیره هم که درسشون رو ول کردن دخلی به علم و قدرت های دیگه نداره، فقط بحث تجارت و ظرفیت و نیازه بازاره؛ معیاری برای توان علمی نمیشه. ضمنا همچین هم نیست که فکر کنید هر چیزی به اسم میکروسافت میاد بیرون مثلا بیل گیتس خودش به تنهایی میتونه درست کنه یا درش حتی نقشی داشته؛ نه عزیزم بخش اعظم یا تمامی کارهای خیلی از پروژه ها رو متخصصان دیگری انجام میدن که شاید ده برابر بیل گیتس سواد و توان علمی داشته باشن و از بعضی موارد علمی اونا شاید بیل گیتس حتی نمیتونسته سردربیاره. همونطور که ماجرا استیوجابز هم همینطور بوده. ایده و شم تجاری و پول درآوردن جدای از سواد و توان علمیه. بحث بازار بحث دیگس. یه سری ایده یخورده توان بعلاوهء شم تجاری و نبوغ پول درآوردن، بعدش هم که افتادی روی غلتک و پول و پله ای بهم زدی میتونی آدمهای توانمند در زمینه های مختلف حتی به مراتب بهتر از خودت رو اجیر کنی که برات کار کنن و پول و موفقیت بیشتر تولید کنن و کلی هم به اسم خودت در بره!

redhat2
جمعه 09 فروردین 1392, 17:13 عصر
همچین میگید کتب کامپیوتر را میفهمم کسی ندونه فکر میکنه انگار حالا این کتب ، چه کتب شاخی هست . :گیج::گیج:

masato
جمعه 09 فروردین 1392, 17:47 عصر
سلام
من الان که ترم 3 کارشناسی نرم افزارم 5 بار اسمبلی رو پاس کردم اونم با اسم های مختلف
حالا بماند ریاضیات چرت پرت ؛ درورس تخصصی 15 و 20 سال پیش
فقط میخواستم اوضاع دانشگاه ها رو بگم

lordofphp
جمعه 09 فروردین 1392, 17:49 عصر
به نام خدا
سلام
خوبین؟
بحث داغ شد اونم بحث سن
ببینید من که 15 سالمه و پی اچ پی کار میکنم و نسبت به همکلاسی ها و یا همسن های خودم اطلاعاتم خیلی قویتره نه سعی میکنم به غرور اصلا نزدیک نشم به شخصه میگم غرور آدم با سرعت زیاد به زمین میزنه خیلی خطرناکه بخصوص برای برنامه نویس
اما در مورد صحبت های استادeshpilen (http://barnamenevis.org/member.php?148005-eshpilen) باید بگم الان ما هارو تحلیل کلی نکنید ایشون که 17 سالشه شما آیندهشون رو ببینید !
و این جدی بگم کسی که تو این سن داره کامپیوتر میخونه زندگیش برای کامپیوتر میذاره این واضحه و درسن خودش من فکرمیکنم باید کمکش کرد! نه این که بگیم خب تو که سنت پائینه امیدی بهت نیست !اینطور نیست
اما درمورد درس خوندن تو مدرسه
باید بگم ما دو موضوع یادگرفتن و حفظ کردن باید تفکیک کنیم
خیلی فقط حفظ میکنن(خرخون ها) نمرشون خوبه (معمولا تقلب میزنن اکثرا)
یه عده یادمگیرن تقلب نمیزنن شاید نمرشون کم باشه اما قدرت واقعی دست ایناست اما متاسفانه جامعه خوب درک نمیکنه که اینا اصلاح میشه ان شاء الله
شاید این حرف باور نکنید اما بدونید هم تو کامپیوتر پیش رفتن و هم درس خوندن سخته باور کنید سخته البته شخصیت افراد بالامیبره ! احترام افراد نسبت به شما !چون کسی که سن پائین شروع میکنه معمولا قوه ی اطلاعات قوی ای داره! اما خیلی براش سخته! تحت فشاره !
در آخرین جمله(ببخشید زیاد حرف زدم) نگاهمون به سمت آینده باشه
درپناه وراه ایزد منان پیروزو پایدار باشید.

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 18:02 عصر
سلام
من الان که ترم 3 کارشناسی نرم افزارم 5 بار اسمبلی رو پاس کردم اونم با اسم های مختلف
حالا بماند ریاضیات چرت پرت ؛ درورس تخصصی 15 و 20 سال پیش
فقط میخواستم اوضاع دانشگاه ها رو بگم

اگه واقعا درس هایی مشابه اسمبلی با اسم های مختلف برای من ارائه میشد و جزو واحد های من حساب میومد من بارها این درس و میگرفتم !!!!

لذف کارکردن با زبان های سطح پایین غیر قابل توصیف هست

من نام کاربریم تو انجمن از چندین وقت پیش babol-hacker بوده
به لطف علی اقای کشاورز محروم شدیم :گیج:
یک نگاه به کد ها تو تالار اسمبلی کنید

یکی از بهترین درسا همین درسه چون معماری سیستم و به شما معرفی میکنه و وصل میکنه شما و به میکرو کنترل ها وبرنامه نویسی ربات ها !
اوضاع دانشگاه هرچ که هست دلیلش خودتونید ! دانشجویی که میخواد کلاس و بپیچونه ! پروژه ها همه کپی هستند همین میشه دیگه !
باید بیشتر تامل کنیم !!!!!

بیایم به جای اینکه به دیگران نصیحت بدیم اول تو خودمون اصلاحات به وجود بیاریم

masato
جمعه 09 فروردین 1392, 18:18 عصر
اگه واقعا درس هایی مشابه اسمبلی با اسم های مختلف برای من ارائه میشد و جزو واحد های من حساب میومد من بارها این درس و میگرفتم !!!!

لذف کارکردن با زبان های سطح پایین غیر قابل توصیف هست

من نام کاربریم تو انجمن از چندین وقت پیش babol-hacker بوده
به لطف علی اقای کشاورز محروم شدیم :گیج:
یک نگاه به کد ها تو تالار اسمبلی کنید

یکی از بهترین درسا همین درسه چون معماری سیستم و به شما معرفی میکنه و وصل میکنه شما و به میکرو کنترل ها وبرنامه نویسی ربات ها !
اوضاع دانشگاه هرچ که هست دلیلش خودتونید ! دانشجویی که میخواد کلاس و بپیچونه ! پروژه ها همه کپی هستند همین میشه دیگه !
باید بیشتر تامل کنیم !!!!!

بیایم به جای اینکه به دیگران نصیحت بدیم اول تو خودمون اصلاحات به وجود بیاریم

واقعا اسمبلی ...............
اگر همین C or C++ رو میگفتن چقدر اوضاع بهتر بود توی رباتیک هم خیلی بیشتر از اسمبلی استفاده میشه
تا اینکه ما بیام برای یه شرط 10 خط کد بنویسیم
من هر چی دارم از c++ دارم (شی گرائی و خیلی از چیزا من توی سی ++ یاد گرفتم)

eshpilen
جمعه 09 فروردین 1392, 18:26 عصر
به نام خدا
سلام
خوبین؟
بحث داغ شد اونم بحث سن
ببینید من که 15 سالمه و پی اچ پی کار میکنم و نسبت به همکلاسی ها و یا همسن های خودم اطلاعاتم خیلی قویتره نه سعی میکنم به غرور اصلا نزدیک نشم به شخصه میگم غرور آدم با سرعت زیاد به زمین میزنه خیلی خطرناکه بخصوص برای برنامه نویس
اما در مورد صحبت های استادeshpilen (http://barnamenevis.org/member.php?148005-eshpilen) باید بگم الان ما هارو تحلیل کلی نکنید ایشون که 17 سالشه شما آیندهشون رو ببینید !
و این جدی بگم کسی که تو این سن داره کامپیوتر میخونه زندگیش برای کامپیوتر میذاره این واضحه و درسن خودش من فکرمیکنم باید کمکش کرد! نه این که بگیم خب تو که سنت پائینه امیدی بهت نیست !اینطور نیست
اما درمورد درس خوندن تو مدرسه
باید بگم ما دو موضوع یادگرفتن و حفظ کردن باید تفکیک کنیم
خیلی فقط حفظ میکنن(خرخون ها) نمرشون خوبه (معمولا تقلب میزنن اکثرا)
یه عده یادمگیرن تقلب نمیزنن شاید نمرشون کم باشه اما قدرت واقعی دست ایناست اما متاسفانه جامعه خوب درک نمیکنه که اینا اصلاح میشه ان شاء الله
شاید این حرف باور نکنید اما بدونید هم تو کامپیوتر پیش رفتن و هم درس خوندن سخته باور کنید سخته البته شخصیت افراد بالامیبره ! احترام افراد نسبت به شما !چون کسی که سن پائین شروع میکنه معمولا قوه ی اطلاعات قوی ای داره! اما خیلی براش سخته! تحت فشاره !
در آخرین جمله(ببخشید زیاد حرف زدم) نگاهمون به سمت آینده باشه
درپناه وراه ایزد منان پیروزو پایدار باشید.
نه من نمیگم آینده نداره. تا بیل گیتش شدن هم میتونه پیش بره. هرچند من گفتم که بنظرم درمورد این افراد گنده کردن سواد و توان و نبوغ علمی اونا در تناسب با موفقیت تجاریشون و هرچی که از کمپانی هاشون بیرون میاد، بنظر تاحد زیادی بی پایه و ابلهانه است. واقعیتش هم تاجاییکه میدونم اینطور نیست.
حالا شما میخوای پول و بیل گیتس رو هدف قرار بدی، خب میشه بهش رسید، یا حداقل در یک مقیاس کوچکتری، درحد رضایت و ثروتی که شخصا راضی بشی؛ حتی بدون دانشگاه و تحصیلات آکادمیک. چون واقعا برای اینکه ثروتمندترین بشی لزومی نداره باسوادترین و توانمندترین از نظر علمی هم باشی. دنیای تجارت و پول اینطور نیست که همبستگی مستقیم بین نبوغ و سواد و توان علمی و تجارت و پول باشه لزوما.

حالا ایشون البته میتونه اگر هدفش سواد و توان حداکثری علمی، و نه پول و تجارت، هست بازم به اون سطح برسه. منتها من میگم الان در این سن با اطلاعات و تجربه ها و خصوصیات نوجوانی و ناپختگی و احساسات و غرور کوری که معمولا دارن این رو درک نمیکنه و راهش رو تمام و کمال و دقیق نمیدونه. نمیدونه چقدر چیزهای مهم و کاربردی و قلمروهایی هست که بدون تئوری هایی که ایشون کاربردی نمیدونه نمیشه درشون وارد شد و پیش رفت و به پایان برد و به نتیجه رسید.

همینکه مثلا خیلی ها امثال بیل گیتس رو بخاطر موفقیت تجاری و ثروتش و چیزهایی که از کمپانیش بیرون میاد، از نظر علمی و توان فنی هم همونقدر برتر و اول و نابغه میدونن خودش یک تحلیل ناشیانه و خامه. واضحا دلیل کافی براش نیست. ولی این هست که خیلی ها هستن که این همه ادعاشون هم میشه و فکر میکنن خیلی میدونن ولی باز این تفکر رو دارن که برترین های علم و فناوری بیل گیتس و استیوجابز هستن چون عظیم ترین کمپانی ها و عظیم ترین پولها رو داشتن و موفقیت تجاری بی رقیبی کسب کردن.
حالا ایدهء های خلاقانه و جالب هم داشتن، توان علمی و فنی قابل قبول و خوبی هم داشتن قبول، ولی به هیچ وجه نمیشه گفت برترین ها بودن در این زمینه ها. تجارت و پول کلا یه تخصص و زمینهء خاص خودش رو داره. اینجا کسی که بالاترین سواد و توان و حتی بالاترین خلاقیت رو داره لزوما موفقترین از نظر تجاری هم نمیشه. حتی فرصتها و شانسهای تاریخی هم این وسط میتونن دخیل باشن. اینکه شانس زده و یکی تونسته اولین باشه میتونه سرنوشت ساز باشه. شاید کس دیگر حتی بیشتر هم استعداد و توانش رو داشته اما چون چند سال دیرتر به دنیا اومده نتونسته اون فرصت و جایگاه و انحصار تاریخی رو تصاحب کنه.

نباید این آدمها روز زیادی گنده کرد.

موضوع بعدی اینکه خب این نوجوان ها سر این خامی و استنتاج های غلط و عدم آگاهی و تجربهء کافی از واقعیات، ممکنه مثلا درسشون رو دست کم بگیرن و اهمیت دانش و مهارت تئوریک رو. الان نمیفهمن. شاید حتی تا آخر عمرشون هم نفهمن یا اصلا نیازشون نشه. اما واقعیت اون چیزی نبوده که اونا فکر و ادعا میکردن.
البته بنظر من هرکس که واقعا به علم و فناوری پیشرفته علاقمند ذاتی باشه و به پیشرفت بدون حد و مرز درش اولویت بالا یا بالاترین رو بده، نهایت با این واقعیت ها برخورد میکنه و یه جایی میبینه که همون ضعف تئوریک جلوی پیشرفت بیشترش رو میگیره، یا حداقل جلوی سرعت و راحتی بهینهء اون رو میگیره.

البته بنظرم آدم در هر سنی اگر وقت و همتش رو داشته باشه میتونه دنبال مباحثی که درشون ضعف داره بره. ولی خب معمولا در همون دوران و سن و فرصت های خودش خیلی بهتر و عملی تره که آدم خودش رو کامل کنه. بعدا ممکنه دیگه فرصتش نباشه. ممکنه یادگیری دشوارتر بشه.

myclick
جمعه 09 فروردین 1392, 18:32 عصر
بعضی وقتا مهرداد از جوابات حرصم گرفته ولی با خودم گفتم ما را با بزرگان چه کار اخه.

اگه واقعا درس هایی مشابه اسمبلی با اسم های مختلف برای من ارائه میشد و جزو واحد های من حساب میومد من بارها این درس و میگرفتم !!!!
یکی از بهترین درسا همین درسه چون معماری سیستم و به شما معرفی میکنه و وصل میکنه شما و به میکرو کنترل ها وبرنامه نویسی ربات ها !
اوضاع دانشگاه هرچ که هست دلیلش خودتونید ! دانشجویی که میخواد کلاس و بپیچونه ! پروژه ها همه کپی هستند همین میشه دیگه !
باید بیشتر تامل کنیم !!!!!

ایول عالی بود تا دیدم درمورده اسمبلی گفتن می خواستم جواب بدم که گفتی. عالی بود. هنوز حسرت می خورم اونجوری که باید نتونستم وقت بذارم رو اسمبلی.
درمورده اینکه 17 ساله و تننباوم. اینجوری نگو بابا یه کتابه عمومی تره سیستم عامل بت می گم ماله سیلبرشاتس توش اینقدر جزییات هست که واقعا نمی تونی اینجوری بگی که من فهمیدمش. ولی خب زود و خوب شروع کردی وی سنت کمه نه دیدی که کسی از دوروبریات بلد نیستن هول شدی و غره. خیلی بزرگه این کامپیوتر خیلی. این همه ادم تو لینوکس ادعاشون میشه ولی همشون چی می کنن دو تا کد تو کامند لاین از اینترنت کپی می کنن جواب می گیرن فکر می کنن مشکله حل شد، حالا خدان.


درمورده حرفای اقای eshpilen اینکه اطلاعات خیلی زیادی دارید شکی نیست ولی به نظرم می تونید اینقدر طرف رو له نکنید موقعی که می خواید به کسی چیزی رو گوشزد کنید. بعید می دونم خودتون هم خوشتون بیاد اینجور رفتارو. ولی جدا خودمم بی اندازه از حرفی که طرف توش سینش راسته گردنش جلو و ادعا توشه حالم به هم می خوره.
جالبه اول که جواب داده بودی خیلی صفا کردم می خواستم یه دوری تو خونه بزنم ولی بعد دیدم منطقی تر و اروم تر هم می تونستی دیگه.

SlowCode
جمعه 09 فروردین 1392, 18:42 عصر
بابا این بیچاره همچین تعریفی از خودش نکرده که!
بیخیال شین اول سال دعوا راه نندازین.
آقا eshpilen تاحالا ندیده بودم اینطوری از کوزه در بری:لبخند:

خلاصه از بحث منحرف نشیم.

myclick
جمعه 09 فروردین 1392, 18:50 عصر
بعضی حرفا خیلی سنگینتر از اون چیزین که فکر می کنی اقای محسن. بعضی موقعها انگار به ادم دارن با یه حرف ساده بدوبیراه می گن. می گم تا پست رو دیدم اگه جلوم بود پهنش کرده بودم رو زمین. شانس اورد.:لبخند:. بعد که دیدم eshpilen روفتشو اورده دلم سوخت. گفتم بچه رو نزنیم ناامید کنیم. چون قطعا خودمم دوست داشتم تو سنه کمتر یکی راهنماییم می کرد تا همیشه احساس نکنم وقت کم دارم.من خودم بیرون که یم خوام کتابی با خودم ببرم جلدش می گیرم کسی عنوانشو ببینه فکر نکنه واووو طرف رو ببین چی داره می خونه. بعد حالا یکی بیاد که با اطمینان می دونم خیلی از چیزا رو نمی دونه اینجوری بگه ادم عصبی میشه دیگه.

SlowCode
جمعه 09 فروردین 1392, 19:01 عصر
درک میکنم، اخیرا من هم با یه نفر که احساس میکرد خدای وی بی هست درصورتی که ساده ترین مساپل رو نمیدونست همچین برخوردی کردم به حدی که مدیرکل سایت اومد وسط و ...:لبخند:
منم خیلی عصبانی شده بودم ولی الان که فکر میکنم می بینم نیازی به عصبانیت نیست وظیفه ما همون گوشزد کردن هست. خلاصه خودش یه زمانی متوجه میشه و معمولا اینجور چیزا با گفتن حل نمیشه. تجربیه
بیخیال بابا خودتون رو حرص ندید ارزششو نداره.

لطفا بیاییم این درگیری لفظی رو همیجا تموم کنیم. وگرنه آقای صادیقان حذفش میکنه:لبخند: چون خلافه قوانینه.

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 19:10 عصر
بحث دانشگاه شد جا داره واسه اینکه قدرتتون تو تحلیل سیستم ها بالا بره و معماری سیتم ها و روشن تر ببینید کتاب "سیستم های توزیع شده " جعفرنژاد و بخونید
در مورد معماری سیتم ها بزرگ و قابل انتقال بودن و تعاریف زیادی داره که خیلی مفیده !

prpe26
جمعه 09 فروردین 1392, 19:25 عصر
بحث دانشگاه شد جا داره واسه اینکه قدرتتون تو تحلیل سیستم ها بالا بره و معماری سیتم ها و روشن تر ببینید کتاب "سیستم های توزیع شده " جعفرنژاد و بخونید
در مورد معماری سیتم ها بزرگ و قابل انتقال بودن و تعاریف زیادی داره که خیلی مفیده !

نویسنده از این معتبر تر نبود :لبخند: جدیدا ترجمه هری پاتر رو هم تالیف کرده :چشمک: . فکر کنم توی آرشیوم Distributed System رو داشته باشم .

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 19:43 عصر
نویسنده از این معتبر تر نبود :لبخند: جدیدا ترجمه هری پاتر رو هم تالیف کرده :چشمک: . فکر کنم توی آرشیوم Distributed System رو داشته باشم .

ایشون و شما در حد یک اسم میشناسید
بنده باهاشون تو دفترشون ملاقات داشتم
انسان شریفی هستند
اگه کتاب های ایشون نبود شما عمرا بتونیسید مطلبی یاد بگیرید
از افتخارات بابل هستند ایشون و همشهری ما

استادی داشتیم که می فرمودند وقتی کتاب مشکلی زبان سی و تالیف کردند اساتید و دانشجویان جون گرفتند
یاد بگیریم در حد خودمون حرف بزنیم و به این انسان ها پر سابقه احترام بزاریم

انسان ها ای موفق هستند که دشمن بیشتری داشته باشند
اما در کل مسخره کردن از عادات زشت ما ایرانی هاست

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 19:44 عصر
اگه پی دی اف این کتاب و کسی خواست و تو سرچ به نتیجه نرسید من براش میفرستم درخواست بدین هم زبان اصلی هم فارسی

prpe26
جمعه 09 فروردین 1392, 20:35 عصر
ایشون و شما در حد یک اسم میشناسید
بنده باهاشون تو دفترشون ملاقات داشتم
انسان شریفی هستند
اگه کتاب های ایشون نبود شما عمرا بتونیسید مطلبی یاد بگیرید
از افتخارات بابل هستند ایشون و همشهری ما

استادی داشتیم که می فرمودند وقتی کتاب مشکلی زبان سی و تالیف کردند اساتید و دانشجویان جون گرفتند
یاد بگیریم در حد خودمون حرف بزنیم و به این انسان ها پر سابقه احترام بزاریم

انسان ها ای موفق هستند که دشمن بیشتری داشته باشند
اما در کل مسخره کردن از عادات زشت ما ایرانی هاست


نخیر عزیز من شاید کلا تو عمرم فقط یک یا دو جلد از کتاباشون رو خونده باشم :چشمک: من هم پدرم مترجم هست و تا جایی که ممکنه سعی میکنم منابع زبان اصلی رو بخونم. C رو از منابع زبان اصلی یاد گرفتم ، همچنین Python رو! حتی Bash , Haskell , Perl و ... هم که در حال یادگیریشون هستم از منابع رسمی زبان اصلیشون استفاده میکنند.


انسان ها ای موفق هستند که دشمن بیشتری داشته باشند

این جمله رو قبول دارم اما باهاشون دشمنی ندارم. شاید اگر تنها ۳ -۴ جلد کتاب ولی با کیفیت بالا ترجمه (یا تالیف) میکردند ، هیچوقت چنین جسارتی نمیکردم :چشمک: ولی خب تعداد زیاده و کیفیت کم!

prpe26
جمعه 09 فروردین 1392, 20:36 عصر
به این انسان ها پر سابقه احترام بزاریم


چنگیز خان هم یک انسان پرسابقه هست ، هیتلر هم همینطور ، قذافی هم همینطور، آیا پرسابقه بودن مایه احترامه؟

«علم چندان که بیشتر خوانی / چون عمل در تو نیست ... :چشمک:»

$ M 3 H R D A D $
جمعه 09 فروردین 1392, 20:59 عصر
تابع پر سابقه مثل سورت ر کوئری هست اگه پارامتر بعدی و ندی کلا حالت خوب در نظر میگیره سابقه خوب:دی

prpe26
جمعه 09 فروردین 1392, 21:06 عصر
تابع پر سابقه مثل سورت ر کوئری هست اگه پارامتر بعدی و ندی کلا حالت خوب در نظر میگیره سابقه خوب:دی

خب شما هم باید عرضه کاری مشخص میکردی :لبخند: مثلا میگفتی پرسابقه در زمینه رایانه :)

T.R.G.T
جمعه 09 فروردین 1392, 21:09 عصر
مقاله خوبی بود تشکر میکنم از شما
شما چه به دانشگاه برید چه نرید به هر صورت برای یادگیری کامپیوتر باید تلاش کنید
دروس دانشگاه هدفمند تر از مطالعه آزاد شماست ولی این خوب درست بودنشون رو تایید نمیکنه
شما هر رشته ای رو که برای تحصیل یا تجارت انتخاب کنید حداقل باید 10 سال توش فعالیت کنید
تنها دلیلی که من به کامپیوتر علاقه دارم گستردگیه
هرچی بیشتر در مورد یک موضوع یادمیگیری در مورد موضوعات دیگه هم اطلاعاتت بیشتر میشه و....
بنظرم تجربه یکی از مهمترین عناصر برای رتبه یک برنامه نویسه



چنگیز خان هم یک انسان پرسابقه هست ، هیتلر هم همینطور ، قذافی هم همینطور، آیا پرسابقه بودن مایه احترامه؟

«علم چندان که بیشتر خوانی / چون عمل در تو نیست ... :چشمک:»


دقیقا به همین دیلیل هیچوقت پیشرفت نمیکنی!

mojtaba.baghban
شنبه 10 فروردین 1392, 01:01 صبح
نمیدونم چرا تا یکی میاد و میگه اینقدر سنمه اگه دبیرستانی باشه هی مسخرش می‌کنن که بچه برو درست رو بخون.
من خودم سنم کم نیست رشتم هم کامپیوتر نبوده ولی علاقه داشتم دنبالش رفتم. خیلی وقتها بوده که تو انجمنها یه بچه دبیرستانی جوابمو داده (مثلا همین آقای حقیری توی انجمن‌های لینوکسی) خیلی هم خوشحال شدم. سن و سال که ملاک نیست

Unique
شنبه 10 فروردین 1392, 01:39 صبح
چه بحث هایی تو انجمن php تازگیها راه میفته اما خوب بد هم نیست و احتمالا مدیران انجمن با سمت و سوی اینها مشکلی ندارند.
من نمیدونم چرا دارین بیخودی با هم سر دانشگاه رفتن یا نرفتن بحث میکنید ، دانشگاه جایی هستش برای کسب دانش ، حالا برای من اتاقم جای بهتری بود برای کسب دانش ، من شخصی حرف میزنم که به کسی بر نخوره ، ببینین بر اساس تجربه من هر وقت موضوعی را برای استفاده از اون یاد گرفتم هیچوقت فراموش نشده و تازه باعث خلاقیت بیشتر هم شده. من دلم از دانشگاه پره چون اصلا سیستم آکادمیک کشور را قبول ندارم حتی سر سوزن ! من خودم رشته کامپیوتر نرم افزار خوندم و تا لیسانس هم بیشتر ادامه ندادم اما دوستانی هم داشتم که تا دکترا ادامه دادند اما معلوماتشون فقط آکادمیک هست یعنی وقت کار تجربی و عملی را ندارند و همش یکی توی سر خودشون میزنند و یکی هم کتاب ها بعدش هم به درس دادن قانع میشوند اسم خودشون هم میگذارند استاد !

از اونجایی که دوستان با سن پائین این مطالب را میخونند فقط یک نصیحت برادرانه دارم و اونم اینکه خودتون مطالعه کنید و به امید اساتید دانشگاهی این کشور نباشید چون اگه اونها هم نابغه باشند سیستم در پیت آموزشی مانع از بلوغ علمی شما خواهد شد. مطالعه و فراگیری باید همراه با تجربه و عمل گرائی باشه وگرنه هیچ ارزشی نداره.

MMSHFE
شنبه 10 فروردین 1392, 07:24 صبح
یعنی واقعاً فقط تو ایرانه که واسه 1 مقاله، 35 تا پست میشه زیرش گذاشت که نصف بیشترش ربطی به مقاله نداره و دعوا توشه! eshpilen باز که آمپر چسبوندی؟ این بنده خدا چیزی نگفت که؟ فقط عقیده خودش رو بیان کرد و گفت که بدون تحصیلات آکادمیک هم میشه موفق بود و این مورد هم هرچند تعدادش کم بوده ولی درهرحال اثبات شده است. از شما که با سابقه هستی بعیده بخدا. حالا طرف فکر میکنه باهاش دشمنی داری، نمیدونه که کلاً آب هم میخوای بخوری به لیوان با اخم نگاه میکنی!
من هم تا حدود زیادی با این مقاله موافقم ولی در عین حال انکار نمیکنم که سیستم آموزشی ما بخصوص در بخش آموزش عالی، مشکل زیاد داره. بعلاوه هرچی بیشتر بالا میری، میبینی کارهای عملی کمتر میشه و بیشتر به تئوری و تحقیق پرداخته میشه. اما با تمام این مشکلات، تحصیل توی دانشگاه یه خوبی خیلی مهم داره و اون اینکه به اجبار، یکسری مسائل رو که در نگاه اول بی اهمیت بنظر میرسن، باهاشون آشنا میشین. مثلاً درس «مهندسی نرم افزار» رو درنظر بگیرین. کسانی که تجربه ورود به دنیای تجارت رو دارن و بطور حرفه ای برنامه مینویسن (منظورم از حرفه ای اینه که بعنوان حرفه و شغل دارن ازش استفاده میکنن)، بعد از اینکه چندتا برنامه به شیوه RAD نوشتن، تازه میفهمن مفاهیم اون درس و مباحثی مثل مصاحبه و... که حرفش سر کلاسها زده میشد، چقدر مفید بوده و اگه رعایت میکردن الآن خیلی پیشرفتشون بیشتر بود و دردسر کمتری توی فاز پشتیبانی داشتن. سایر درسها مثل شئ گرایی و... هم همینطور. حتی درس اسمبلی و معماری کامپیوتر و شبکه های کامپیوتری. وقتی نمیدونید اون پشت با زدن یک کلید Enter چه دهنی از کامپیوتر آسفالت میشه تا دستورات شما رو پردازش کنه و بفرسته اونور و برای این انتقال Packet و... ساخته بشه و اونطرف باز چطوری اینها رو میگیره و مرتب میکنه و تفاوت TCP/IP و UDP چیه و...، طبیعیه که اگه کوچکترین مشکلی پیش بیاد که توی فلان کتاب مستقیماً بهش اشاره نشده باشه، قبل از کامپیوتر، خودتون هنگ کنید.
بعلاوه توی دانشگاه هم نمیشه همه مطالب رو در حد تخصص درس داد. اصلاً دانشگاه برای این نیست. اگه قرار بود بشینیم و همه چیز رو بهمون دیکته کنن که بهمون میگفتن دانش آموز نه دانشجو. دانشجو یعنی جوینده دانش. یعنی من بهت سر نخ رو میدم، تو تا تهش بگیر و برو ببینم تا کجا میتونی برسی. قطعاً این فرد میدان بازتری برای رشد داره تا کسی که یک کلاف سردرگم دستشه و سر نخ رو نمیدونه کجاست. اما اینکه چقدر از این میدان باز استفاده کنه، بستگی به خودش داره و دیگه مربوط به دانشگاه نیست. حتی معدود مواردی هم هست که با همون کلاف سردرگم، بهتر از کسانی که سر رشته رو پیدا کردن یا دستشون داده شده، کار میکنن و زودتر و بهتر به نتیجه میرسن.
شرمنده صحبتهام زیاد شد. بقیه اش باشه واسه توی نشست اصفهان D:

myclick
شنبه 10 فروردین 1392, 10:18 صبح
اکادمیک خوندن جوش خیلی کمک می کنه که البته اگه ادم همتشو داشته باشه براش بتونه مفیدباشه. .یادمه eshpilen یه بار درمورد رمز نگاری و عظمت علمی و چیزایی که به وجود میاد نه اینکه استفاده میشه صحبت کرد. واقعا اگه که من چند ساله پیش همین تجربه رو داشتم اول لیسانسمو ریاضی میگرفتم بعد شروع می کردم برا ارشد کامپیوتر رو ادامه بدم که مطمئنا خیلی موفق تر می بودم. ریاضیات کجا و اینکه فقط ادم بتونه یه دو تا برنامه ی تجاری بنویسه کجا.

$ M 3 H R D A D $
شنبه 10 فروردین 1392, 11:06 صبح
اکادمیک خوندن جوش خیلی کمک می کنه که البته اگه ادم همتشو داشته باشه براش بتونه مفیدباشه. .یادمه eshpilen یه بار درمورد رمز نگاری و عظمت علمی و چیزایی که به وجود میاد نه اینکه استفاده میشه صحبت کرد. واقعا اگه که من چند ساله پیش همین تجربه رو داشتم اول لیسانسمو ریاضی میگرفتم بعد شروع می کردم برا ارشد کامپیوتر رو ادامه بدم که مطمئنا خیلی موفق تر می بودم. ریاضیات کجا و اینکه فقط ادم بتونه یه دو تا برنامه ی تجاری بنویسه کجا.

ریاضیات از علوم پایه ای هستند دوست عزیز
تا رشته های مثل کامپیوتر نبشه مفاهیم اونا نمیتونه مفید و اجرایی باشه
رشته کامپیوتر در حد یک برنامه تجاری نیست !
که اگه هم باشه تعریف برنامه خودش تحولی بزرگ تو دنیاست !
یک کارگر سخت کوش و بدون اشتباه و خستگی نا پذیر به اسم برنامه که هیچوقت نه میگه کم آوردم نه میگه اشتباه کردم !

myclick
شنبه 10 فروردین 1392, 11:14 صبح
این رو هم در نظر داشته باشید که اکثر کسایی که اصولا تو acm مقام میارن در سطحه جهانی تو رزومشون هست که اول ریاضیات خوندن و بعد کامپیوتر رو ادامه دادن. دنیایی از خلاقیت داخله ریاضیات هست که بدون شک همین خلاقیتها به فرد تو برنامه نویسی بی اندازه کمک می کنه. بهترین الگوریتم هایی که نوشته میشن شونصد صفحه اثبات ریاضی دارن.

$ M 3 H R D A D $
شنبه 10 فروردین 1392, 11:20 صبح
این رو هم در نظر داشته باشید که اکثر کسایی که اصولا تو acm مقام میارن در سطحه جهانی تو رزومشون هست که اول ریاضیات خوندن و بعد کامپیوتر رو ادامه دادن. دنیایی از خلاقیت داخله ریاضیات هست که بدون شک همین خلاقیتها به فرد تو برنامه نویسی بی اندازه کمک می کنه. بهترین الگوریتم هایی که نوشته میشن شونصد صفحه اثبات ریاضی دارن.
من ریاضیات و نقض نکردم شما فرمودید " ریاضیات کجا و اینکه فقط ادم بتونه یه دو تا برنامه ی تجاری بنویسه کجا. " اون فقط وسطش یعنی ریاضیات به تنهایی مفیده و این کامپیوتر هست که وابسطه هست به طور کامل
کسی نقض نکرد که ریاضیات مفید هستند
خودم هم گفتم علوم پایه هستند و منشا همه علوم !

eshpilen
شنبه 10 فروردین 1392, 12:51 عصر
خب فکر کنم ریاضیات هم خودش بر پایهء منطقه.
میشه گفت منطق پایه ای ترین چیز در تمام علوم و فناوریهاست.

حالا شما نگاه کنید واقعا این همه که میگن برنامه نویس، چه کسری از اونا تفکرشون از نظر منطقی قوی و بی نقصه؟

من این موضوع تاحالا برام جالب بوده که بنظر میرسه تعداد زیادی از این افراد در تفکر منطقی مشکلات جدی دارن. یعنی این از گفته ها و رفتارهای خودشون نتیجه میشه.
حالا من میگم قضیهء کم سن و سال بودن و نوجوانی و اینا خب دلیلش همین چیزهاییست که دیدم تاحالا.
بنظر میرسه کمتر کسی در دوران نوجوانی از تفکر منطقی قوی و بی نقص بهرمند است.
احتمالا آدم در این دوران هنوز از نظر ساختار فکری و روانی و تجربه ها، بقدر کافی شکل نگرفته.

و اینم بگم که بنظر من تنها کسانی میتونن به حداکثر درجات در برنامه نویسی، بلکه هر علم و فناوری دیگری، برسن که از نظر تفکر منطقی کاملا قوی باشن.

ولا نمیدونم چطور بعضیا مسائل اولیهء منطق و روش تحلیل و استنباط درست و اینها رو بلد نیستن و همینطور پرت و پلا میگن، بعد برنامه نویسان قوی ای هم هستن (مثلا) و برنامه های پیشرفته مینویسن.
شایدم بخاطر اینکه در برنامه نوشتن بهرصورت اگر راه درستش رو نرن نتیجه نمیده؛ بخاطر همین مجبورن از منطقش تبعیت کنن. البته برنامه های آنچنانی هم که نمینویسن. اونایی رو هم که مینویسن فکر میکنن مثلا همینکه قیافش دراومد و کار کرد یعنی همه چیز انجام شده. مثلا در همین برنامه های وب، این همه برنامه های با قیافه و زرق و برق و امکانات آنچنانی هست، ولی بیشترشون رو بری تحلیل کنی زیر کار و در کد و الگوریتم و منطق هایی که دارن مشکلات متعددی پیدا میشه؛ یکیش در اصول امنیتی مثلا. ولی خب برنامه کار میکنه و تا وقتی بدشانسی نیامده هم این ضعفها مشخص نمیشن. بدشانسی اون موقع است که مثلا یک هکر حرفه ای باسواد انگیزه و فرصت کافی پیدا کنه که سر به سر شما بذاره. یا انواع دیگری بدشانسی که وجود دارن. حتی در امنیت شما تقریبا هیچوقت نباید به پنهان ماندن الگوریتم اتکا کنید؛ اگر کردید یعنی برنامهء شما از نظر امنیتی به هیچ وجه اصولی و حرفه ای نیست (به این اصطلاحا میگن امنیت از طریق تیرگی). حالا چه درصدی از برنامه ها اینطوری هستن؟ خودتون باید بدونید!

بعضی باگهای دیگر برنامه ها هم مثلا در شرایط خاص و دسترسی همزمان و اینها درمیان. اینها هم ممکنه حتی در چند سال برای خیلی از برنامه ها و سایتها رخ ندن یا رخ بدن اما کسی متوجه اونا نشه یا مشکل جدی پیش نیارن که پیگیری و کشف بشن.

البته جلوگیری پیشاپیش از همهء این موارد کار سختیه و نیاز به سواد و دقت و کار زیادی داره. حتی برای حرفه ایها هم ممکنه مواردی از زیردستشون در بره. ولی خب اون کجا و ندانستن و متوجه نبودن و نفهمیدن کجا!

ببینید ضعیف بودن منطق فقط در بحثهای تخصصی و فنی و برنامه نویسی و کدنویسی مشخص نمیشه.
مثلا همینکه خیلی ها از موفقیت تجاری بیل گیتس و استیوجابز و چیزایی که از کارخونه هاشون بیرون اومده نتیجه میگیرن که اینا از بهترین برنامه نویسان و دانشمندان و مخترعان جهان هستن، خودش نشانهء همین ضعف قدرت تفکر و تحلیل و استنباط منطقیه.
کلا ضعف تفکر منطقی در تمام ابعاد زندگی و رفتار افراد قابل مشاهده است.

یا پرداختن های افراطی به مسئلهء پرفورمنس و بهینه سازی های جزیی، این باز خودش بنظر بنده نشانهء ضعف تفکر منطقیه. این همه کار مفید و لازم و انجام نشده هست برای انجام دادن، بعد طرف اولویت اول و بخش اعظم فکر و ذکرش واسه بهینه سازیهای جزیی صرف میشه که اصلا خودش هم نمیدونه واقعا در عمل چقدر تاثیر محسوسی دارن یا ندارن. حتی شده از چیزهای دیگری میزنن و حتی از امنیت، که این افزایش پرفورمنسهای جزیی رو بدست بیارن.

البته خوشبختانه بنظر میرسه اینطور مسائل کمتر شدن و منطق صحیح بهینه سازی و برنامه نویسی درکل اخیرا بهتر شناخته و مطرح میشه. حالا تعریف از خود نباشه ولی شاید این تاحدی بخاطر مطالب و کارهای بنده در این زمینه هم بوده باشه. تاحالا چقدر مطلب دادم، تاپیک زدم، ترجمه کردم، بحث کردم سر همین مسئله؟

nazanin2014
شنبه 10 فروردین 1392, 16:08 عصر
عالی بود.خیلی بهم کمک کرد

رضا قربانی
شنبه 10 فروردین 1392, 23:44 عصر
ممنون از مقاله ای که گذاشتید .
بحث چگونه طراح وب شویم که جداست !!!
بحث چگونه php را یاد گرفتم جداست !!!

ای کاش دوستان عزیز می گفتند که چطوری طراحی وب رو یاد گرفتند :
خود من از vb6 و فتوشاپ به طراحی سایت علاقه پیدا کردم :ی (با VB6 میومدم برنامه به سبک سایت می نوشتم در صورتی که اصلا نمی دونستم که با چه زبانی باید طراحی سایت کنم) الگوربتم چی بود ، تجزیه و تحلیل چی بود . فقط و فقط می نوشم و به هر نحوی شده بود اون چیزایی که توی کله ام بودو پیاده می کردم که یواش یواش api به vb اضافه کردم و گزارش گیری و کریستال ریپورت و ...
البته اینم بگم که دوم راهنمایی دیپلم VB6 رو از یک آموزشگاهی گرفتم.
وارد دنیای اینترنت شدم و فهمیدم که باید با چه زبانی یک سایت طراحی کنم تا دستم باز باشه و ایده های خودم رو استاتیک و بعد داینامیک پیاده کنم و شدم طراح و قالب نویس حرفه ای و بعد با حضرت PHP آشنا شدیم و پسرعموی عزیزش MySql
و الآن دوستان می گن که شدم طراح وب
شما چطور ... ؟

$ M 3 H R D A D $
یک شنبه 11 فروردین 1392, 00:40 صبح
من وقتی کامپیوتر خریدم یک باز مکس پین 1 و تموم کردم و بعد اون دیگه بازی ای نکردم !
بد اون با یاهو کار میکردم
ایمیل میساختم
با وی بی 6 هم کار میکرم
من و دوستم مبین کلی برنامه بزرگ دادیم بیرون که تو شهرمون بانک سی دی نیکان اونا و برامون میفروخت و ما هم برای نصب میرفتیم و خلاصه کد فعال سازی میدادیم یک تشکیلاتی...
یک سایت هم داشتیم phpnuke نصب بود کار ویزیت داشتیم تقسیم کار کرده بودیم
خیلی هم فروش داشتیم از مازندران تا کرج برنامه شالیکوبی / املاک / حسابداری / .... میفروختیم...
کارت ویزیتم و هنوز اسکن شده دارم....
کارم و تحقیقمو با بلاگفا شروع کردم
babol-haker.blogfa
بعد انکه کلی روش وقت گذاشتم فهمیدم هکر یک c هم داره
خلاصه اونا بود که زورم اومد دوباره کار وبلاگ انجام بدم
با سایت dot.tk آشنا شدم که تبدیل دامنه میکرد
منم از اون به بعد دامنه babol-hacker.tk و ساختم

بلاگفا یکی از پرتائیر ترین سایت ها ای بود که منو تو اطلاعاتم جلو انداخت
کلا از همون اول علاقه شدیدی به جستجو داشتم
کارم و با مطالب هک وبلاگ + تروجان +ویروس نویسی برای کامپیوتر + هارد و و و شروع کردم
بالای 200 تا آیدی زده بودم که هنوز لیستشو دارم
تروجان مینوشتیم با وی بی + مودم اسپی و api تماس تلفنی چون اون موقع dialup بود و با اینکار شماره هرکسی که میخواستیم و میگرفتیم :دی جووونی بود دیگه
من اولین زبونی که حرفه ای کار کردم همین پی اچ پی بود
و اولین سایتی که طراحی کردم سایت انجمن علمی دانشگاه بود
اولین کتاب هم کتاب جعفر نژاد
اولین سایت آموزشی هم همین سایت برنامه نویس

شاید به جرات بگم من با این سایت پیشرفت کردم !

shahriyar3
یک شنبه 11 فروردین 1392, 02:52 صبح
استارتر محترم تاپیک
دانشگاه که برنامه نویس نمیسازه اون چیزی که از یک شخص برنامه نویس میسازه استعداد و توانائی های اونهاست . من از دبیرستان کامپیوتر خوندم دانشگاه هم ادامه دادم از کل دوستانم شاید یک چهارم ما داریم توی رشته خودمون فعالیت میکنیم بقیه فروشنده شدن یاساخت و ساز میکنن. استدلالتون منطقی نیست

من برنامه نویس هستم ولی بشدت آلرژی دارم به این که یک خط کد css بنویسم در کل اصلا دست به قالب برنامه نمیزنم . بدم میاد آقا :لبخند: خدا تو وجود من استعداد گرافیک و طراحی قرار نداده مگه زوره که حتما باید بشینی خودت طرح بزنی. اصلا هم لازم نیست

من یه شرکتی کار میکردم یه برنامه نویسی استخدام کرده بودن که 6 ماه بود تازه شروع کرده بود به یادگیری ولی تو این 6 ماه اینقدر وقت گذاشته بود و تلاش کرده بود که به جاهای خوب رسیده بود و داشت حقوق خوبی میگرفت

همه چیز به استعداد و پشت کار ربط داره
در بد ترین حالت اگر خیلی آدم بی استعدادی باشین و مطالب و دیر بگیرین بازم تو 5 -6 سال کار مداوم میتونید حرفه ای بشین
اصلا این تاپیک مزره برای کسائی که آماتورن و میخوننش
یه کسی میتونه بدون اینکه دانشگاه رفته باشه از اول بدون اینکهcss بدونه یه برنامه نویس حرفه ای بشه هیچ ربطی به همدیگه ندارن

masoudalmas
جمعه 16 فروردین 1392, 00:38 صبح
دوستان تیکه تیکه مطالب پست ها رو خوندم ولی کامل نخوندم، من خودم رشته دانشگاهیم کامپیوتره و خیلی از همکلاسیام از کامپیوتر هیچی سر در نمیارنن چون هیچ علاقه ی ندارن. وقتی میشینن پای کامپیوتر یه اررور میبینن دنیا رو سرشون خراب میشه رنگشون میپره ولی همین دانشگاه رفتنم باعث شد با بحث های نرم افزاری آشنا بشم و علاقه مند بشم. و جالبه که وقتی وارد بحث برنامهه نویسی میشیم خیلی از اون تئوری هایی که خوندیمو حس میکنیم. مثلا همین بحث های مهندسی نرم افزار و. . . (حالا بماند خودم توی پروژه پایان ترم که طراحی سایته گیر کردم:لبخند::لبخند: ایشا... هیچ کس جو زده نشه ک یه پروژه که قادر به انجامش نیستو انجام بده البته حداقلش اینه جراتشو داشتم ک پروژه برنامه نویسی بگیرم:چشمک: )

AbiriAmir
جمعه 16 فروردین 1392, 11:03 صبح
دوستان من هم سنم کمه و هنوز دانشگاه نرفتم!
اما برای المپیاد کامپیوتر اونقدری الگوریتم خوندم که خیلی از دانشجوهای دوره لیسانس نخوندن ( کتاب های Creative ، CLRS ، حتی فیلم های دوره آموزشی CLRS توی دانشگاه MIT )
اینایی که میگم نه اینکه ادعایی دارم، نه اصلا، پیش زمینه بود که این حرفو بگم:
ببینید دوستان اینجا اکثرا با نظام آموزشی ایران مشکل داشتن!
هر چند من هم زیاد قبولش ندارم اما میدونید مشکل چیه؟
مشکل اینه که ما توی هر دوقوزآبادی دانشگاه پیام نور و آزاد و ... داریم و ظرفیت ها هم که الاماشاءالله... بعدم یکی میره لیسانس میگیره و بعدش میره توی سوپری کار میکنه (کاری که با دیپلم و سیکل هم میتونسته بکنه و انگار فقط 4 سال از زندگیشو هدر داده و کلی هزینه به پدر و مادرش تحمیل کرده)
چند نفر از دوستانی که اینجا گفتن مخالف نظام آموزش عالی هستن توی دانشگاه های شریف، تهران، امیرکبیر، علم و صنعت، شیراز درس خوندن؟
من اتفاقا با دانشجوهای دانشگاه شیراز و صنعتی شریف که اکثرا هم از مدال آوران المپیادهای دانشجویی و دانش آموزی بودن زیاد گشتم و سروکار داشتم. سواد و علمشون رو هم واقعا تحسین میکنم.
اما میدونید مشکل چیه؟ مشکل اینه که ظرفیت دانشگاه ها توی کشور ما بالاست، توقع خونواده ها بالاست، اونوقت همه مجبورن برن دانشگاه و سواد عمومی توی کشور مثلا میشه لیسانس
اونوقت کسی هم که نه علاقه ای به کامپیوتر داشته نه چیزی و رفته توی دانشگاه پیام نور فلان شهرستان رشته کامپیوتر رو خونده و چون علاقه ای نداشته و همش در حال پیچوندن بوده چیزی هم یاد نگرفته، فردا که با مدرک لیسانس اومد و کار گیرش نیومد میخواد همه مشکلات رو بندازه گردن نظام آموزشی...
ببینید دوستان، همه چیز بستگی به دانشجو داره. کسی رو میشناختم که در دانشگاه پیام نور خرامه درس خونده بود اما چون علاقه داشت و پیگیر بود از نظر سواد و اطلاعات خیلی از دانشجویان دانشگاه های سطح بالای کشور رو توی جیبش میذاشت. برعکس اون هم هست...
اما قطعا تحصیلات آکادمیک آن هم در دانشگاه های سطح بالا تاثیر بسیار بسیار مثبتی خواهد داشت
حتی اگر خود دانشگاه هم این تاثیر رو نذاره جوِّ دانشجویی و دانشگاه این تاثیر رو میذاره.
قطعا از دانشگاه میشه نتیجه مثبت گرفت، بیرون از دانشگاه هم میشه نتیجه مثبت گرفت
اما در کلیت دانشگاه و تحصیلات آکادمیک چیز مثبت و خوبیست.

ravand
جمعه 16 فروردین 1392, 11:24 صبح
آقای AbiriAmir شما کلی حرف زدی و من از این همه حرف شما این نتیجه رو گرفتم که منظور شما اینه که کسی که میره دانشگاه و مدرک لیسانس میگیره ولی چیزی بلد نمیشه مشکل از خودشه. خوب اگه اینطوریه که دانشگاه نریم و خودمون بشینیم و چیزی یاد بگیریم اینطوری دیگه وقتمونم تلف نمیشه و کلی به کارهامون و درآمد و این چیزا هم میرسیم.

AbiriAmir
جمعه 16 فروردین 1392, 11:48 صبح
ببینید بله مشکل از مشکل از خودش هست.
اما به طور کلی مشکل از نظام آموزشی هم هست که سیستمی بوجود اورده که افراد بدون در نظر گرفتن علاقه و توانایی و... میرن دانشگاه و در نهایت چیزی هم یاد نمیگیرن. اگر همون فرد توی رشته مورد علاقش پیش میرفت قطعا اینطور نمیشد که هیچی یاد نگیره.

حرف شما صحیح اما من 1 نکته رو عرض کردم
دانشگاه رفتن دلیل 100% برای موفقیت یا سواد کسی نیست و دانشگاه نرفتن هم دلیل 100% برای عدم موفقیت یا بی سوادی کسی نیست.
بسیار کسانی بودند که رفتن دانشگاه و آخرش هم در کار غیرمرتبط با رشته خودشون فعالیت کردن و در نقطه مقابل بسیار کسانی هم بودند که دانشگاه نرفتند و موفق هم بوده اند.

تا اینجا من گفتم کسی که علاقه و استعداد داشته باشه میتونه با رفتن دانشگاه یا نرفتن موفق بشه.
اما قطعا دانشگاه راه بهتری است به دلایل مختلف:


دانشگاه رایگان هست/هزینه بسیار پایین هست (بجر آزاد). خوب شما هزینه ای که میخواین صرف کلاس و ... بکنید رو دانشگاه رایگان در اختیار شما قرار میده.
دانشگاه به همین هدف ساخته شده
جوّ دانشگاه برای یادگیری مناسب تر هست (بخصوص در دانشگاه های سطح بالاتر). دلیلش هم اینه که آدم در کنار دانشجوهای دیگر قرار میگره. در کنار افرادی گاهاً قویتر از خود فرد که باعث میشه حس رقابت و پیشرفت درون فرد بوجود بیاد. از تجربه های دیگران استفاده میکنه، افرادی رو جلوتر از خودش میبینه که حال موقعیت های مناسبی پیدا کرده اند و...
برای دانشجوهای خوب قطعا در کنار تحصیل موقعیت های شغلی مناسب هم پیش میاد. موقعیت هایی که یافتن اون ها خارج از محیط دانشگاه معمولا دشوارتر هست.
قرار گرفتن در کنار دانشجوها و اساتید، سمینارها و امکانات مختلف دانشگاه
چلوکباب 500-600 تومانی :دی

به طور کلی منظورم اینه که تحصیلات آکادمیک برای موفقیت شرط کافی نیست (همونطور که دوستان هم گفتن که آخرش اسم استاد روی خودشون میذارن و تدریس میکنن و تجربه خاصی ندارن) اما به نظر من شرط لازم هست. (یا حداقل اگر نگیم لازم قطعا میتونیم بگیم با تاثیر فراوان)
اینطور هم نیست که دانشگاه باعث اتلاف وقت بشه
درسته که بعضی از دروس عمومی واقعا چرت هستن، اما در نقطه مقابل سرعت یادگیری دروس اختصاصی در کنار اساتید بسیار بیشتر هست (نسبت به خودآموز) که ضعف اولی رو جبران میکنه. (مثلا درس ریاضیات. به قول یکی از اساتید ریاضیات به هیچ وجه خودآموز نیست)


و در نهایت هم قطعا مدرک آکادمیک در موقعیت های شغلی به درد خواهد خورد. (بالاخره معیاری است برای سنجش)


(خلاصه ی تمام حرف هام: من نمیگم کسی که دانشگاه رفته حتما موفقه و کسی که دانشگاه نرفته حتما موفق نیست. اما میگم اگر فردی باشه که علاقه و پشتکار داشته باشه و شروط موفقیت رو داشته باشه، در اینصورت دانشگاه رفتن معمولا بهتر از نرفتن هست)

------------------------------------
پ.ن: 1 جایی بحث رفتن به خارج از کشور بود که مثلا به دانشجویان دانشگاه شریف به راحتی بورسیه میدن. بعد 1 نفر گفت شاید خوب کسی مثلا در دانشگاه آزاد هم درس خوانده باشه ولی از اون دانشجو بهتر باشه. 1 نفر دیگه گفت این درست ولی اون دانشگاه خارجی که میخواد بورسیه بده از کجا باید بفهمه که فلان دانشجو با اینکه در دانشگاه آزاد درس خوانده سطحش بالاست؟! خوب ببینید درسته که شاید خیلی عادلانه نیست اما چاره دیگری هم نیست. معیار سنجش همین مدارک، مقالات و ... هست.

bakhe69
یک شنبه 18 فروردین 1392, 04:14 صبح
با سلام خدمت تمامی دوستان
حالتون چطوره؟
واقعا پست های تکراری خسته کنندست و آدمو از خواندن بقیه مطالب منصرف میکنه
من چون به تازگی با این سایت آشنا شده ام پس طبیعتا تا حالا هم ندیدید که جایی تو مباحث شرکت کنم اما این موضوع اینقدر منو به تا مل وادار کرد که نتونستم بدون پاسخ دادن از کنارش رد بشم

من کاملا با این نظر مخالفم که میگه برای یادگیری پی اچ پی ::
- باید دانشجوی رشته کامپیوتر باشید یا...
ببینید دوست عزیز من خودم رشتم انسانیه (جامعه شناسی) ،و علاقه ی شدیدی هم به مباحث کامپیوتر دارم
به نظر من مهمترین عواملی که تو هر کاری انسان را به موفقیت میرساند علاقه و پشتکاره
بدون این اصول آدم راه به جایی نمیبره
شما خیلی راحت یادگرفتن پی اچ پی رو به دانشجو بودن کامپیوتر تقلیل دادین
اگه اینجوری میگفتید کامل تر بود
بهتر است دانشجوی رشته کامپیوتر باشید یا .........
باید تا بهتر خیلی فرق میکند

نظر شما را خیلی راحت می توان رد کرد
چه بسا کسانی هستند که دانشجوی کامپیوتر نیستن ولی در پی اچ پی حرفی برای گفتن دارند و برعکس کسانی دانشجوی کامپیوتر هستند و هنوز کاربرد تابع
isset() رو نمی دونن.

شما گفتین باید دانشجوی کامپیوتر باشید تا پی اچ پی یاد بگیرین طبق نظر شما این جمله تعداد محدودی رو در بر میگیره

ولی نمونه هایی وجود دارند که خارج از نظر شما هستند یعنی دانشجوی کامپیوتر نیستن ولی برنامه نویس رو بلدن

هرچند نظر شما محترمه ولی از نظر من نادرست است.

شما اگه 100 تا کتاب پی اچ پی بخونید تا کار عملی نکنید به جایی نمیرسید
و دلیلی هم نداره که شما دانشجوی کامپیوتر باشید.

بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم
شاد و موفق باشید

saeedtrb
یک شنبه 18 فروردین 1392, 13:04 عصر
با سلام به دوستان و با تشكر از دوست عزيزمون$ M 3 H R D A D $ از بابت مقاله خوب و مفيد به نظر من اگر كسي بخواد هر كاري به صورت حرفه‌اي انجام بده مي باسيت اون كار به صورت تخصصي ياد بگيره كه دانشگاه اين محيط براي افراد محيا مي كنه

پیام حیاتی
شنبه 28 اردیبهشت 1392, 12:51 عصر
سلام
در مورد موضوعات مختلف بحث شد من هم با اجازتون صحبت کوتاهی میکنم:
تازه فارغ التحصیل شدم،رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار مقطع کارشناسی.
در مورد آقای جعفر نژاد صحبت شد ، از نظر بنده اگر مدیریت و نظارت درستی در نظام آموزشی بود کتاب های ترجمه شده ایشون اصلا" اجازه چاپ پیدا نمیکرد،وای به حال کشوری که افتخاراتش این اشخاص باشند.
در مورد تحصیلات دانشگاهی :
درست هست که ما رو با برخی الگوریتم ها و مفاهیم پایه ای آشنا می کنند اما تا چه اندازه،آیا با توجه به هزینه و زمانی که صرف می شود ارزش دارد؟خیر ندارد!کل مباحث مورد نظر رو در 6 ماه می توان در منابع آموزشی مطالعه کرد.
یکی از عامل های مهم تحصیل بحث اشتغال هست ، شما با مدرک دیپلم در شرکتی مشغول به کار هستید دوستتون با مدرک لیسانس در کنار شما کار می کند هر دو یک کار را انجام می دهید مثلا" طراحی وب اطلاعات و سواد شما با دوستتون قابل مقایسه نیست اما حقوق دریافتی دوستتون با شما اختلاف خواهد داشت.عامل های دیگری هم هستند که به ناچار شما رو به سمت دانشگاه خواهند کشید.
در مورد سن :
از نظر بنده،همونطور که تحصیلات هیچ ربطی به شعور و فهم یک شخص ندارد ، سن هم هیچ ربطی به یادگیری ندارد.

abolfazl-z
شنبه 28 اردیبهشت 1392, 13:16 عصر
ما هم یه چی بگیم :لبخندساده:

علاقه و استعداد خیلی خوبه !

شاید باورتون نشه من بچه زرنگ دانشگامون رو دیدم چطوری به برنامه نویسی نگاه میکنه!(کارش فقط خواندن هست - ایده میده بیا پایین) - من به تنها چیزی که از کامپیوتر علاقه دارم برنامه نویسی هست!
هر کسی برنامه نویس نمیشه ! شاید باورتون نشه من اصلا از کارای گرافیکی هیچ ایده ای تو سرم نمیاد :لبخند:(خوب علاقه ایی ندارم)
از نظر من برنامه نویس کسی نیست که کد یاد داشته باشه کسی هست که بتونه از کد ها بطور احسن استفاده کنه.(بازی با کد ها)

این نظر شخصی بنده بود.

mahdiali35
چهارشنبه 26 تیر 1392, 06:11 صبح
مدیران ببخشید تاپیک نسبتا قدیمی رو بالا میارم .

اجازه دهید خیالتان را راحت کنم! کسی که در رشته کامپیوتر تحصیل نکرده باشد، هر چقدر هم که خودش را بکشد، طراح وب خوبی نخواهد شد. شما باید دروس حیاتی‌ای مثل «مبانی کامپیوتر و برنامه‌نویسی»، «برنامه‌نویسی پیشرفته»، «پایگاه داده‌ها»، «مهندسی نرم افزار» (یا تجزیه و تحلیل)، «طراحی وب» (همان HTML و CSS کافی است)، مهندسی اینترنت و گرافیک را پاس کرده باشید تا بتوانید مفاهیم مختلف آن دروس را با هم ترکیب کنید تا بشود یک سایت یا سیستم مدیریت تحت وب.
توجه: به این حرف‌ها دقت نکنید که یک دانش‌جو می‌گوید در دانشگاه چیزی یاد نمی‌گیریم و امثالهم. در بدترین شرایط، همین که ذهن شما با بعضی مفاهیم اولیه در این دروس آشنا شود، کافی‌ست.
پس باید یا دانشجو و کارآموز رشته کامپیوتر در کار و دانش یا دانشگاه باشید یا حداقل قصدتان این باشد که به زودی در این رشته مشغول به تحصیل شوید و همزمان با طی کردن ادامه مراحل، این دروس را پاس کنید.

بند اول به قدری خنده دار بود که از خوندن بقیه ی مقاله منصرف شدم... :قهقهه: !!!!